بایگانی وبلاگ

جهانی، منطقه ای یا میان دول؟

 بسیاری ازمسائل مهم سیاسی درسطح کشوری قابل حل نیستند. برای مثال رشد بی رویه مصرف منابع طبیعی که همه مردم جهان را دربرمی گیرد. کدامین نظام جهانی قادربه پاسخگوئی وارائه راه حل برای این مسئله است؟ روشهای یافتن پاسخ این سئوالات:

– با کمک نمودارانتخابات رهبری دربخش الفبای دموکراسی، حکومتهای جهانی و بین المللی که دررابطه با این هدف تلاش می کنند را تقسیم بندی نمایید.

– برای مثال کشورهای اتحادیه اروپا را درنظربگیرید که علیرغم حکومتها و روشهای متفاوت رهبری، بعضی ازتصمیماتشان درسطح کشوری وپاره ای دیگردرسطح جهانی اتخاذ می شود.

– تحقیق و بررسی درمورد سازمانهای وابسته به سازمان ملل که چگونه این سازمانها معیارهای دموکراسی را درعملکردهایشان مد نظرقرارمی دهند.

رهبری مشترک و وابسته درسطح جهانی

سرعت جهانی شدن درهمه زمینه ها بچشم می خورد. برای مثال درسال2007 برای یافتن واژه” جهانی” درسایت گوگل بیش از79میلیون پاسخ دریافت می شد. باید توجه داشت که نظام غالب جهانی دردرجه اول یک نظام جهانی کمابیش غیروابسته به کشورهایی است که خود این کشورها سعی درگشودن مشکلات مشترکشان ازطریق راه حلهای سیاسی و مذاکرات آزادانه را دارند. این نظامهای سیاسی طی صدها سال تحت تسلط کشورهای ثروتمند و قدرتمند شمال وغرب بوده اند. درسالهای1900دردومرحله این کشورها موفق به حل مشکلات خود نشده وهمین امرمنجربه آغازدو جنگ جهانی شد. درآن زمان راه کار قانونی، قاطع ومدونی وجود نداشت، تا با توسل به آن بتوان راه حل مناسبی را درچنین کشمکشهای سیاسی ارائه داد .

در پایان جنگ جهانی دوم قدرتهای برنده جنگ ابتکارتاسیس بانک جهانی، صندوق جهانی پول وسازمان ملل را دردست گرفتند. هدف ازاین اقدامات تکمیل دیپلماسی سنتی بین کشورها با یک نظام قاطع تصمیم گیرنده درمورد مسائلی نظیر پیشرفت وبازسازی اقتصاد، صلح جهانی، امنیت و حقوق بشربود.

منشورسازمان ملل درسال 1945 تصویب شد. چند سال بعد کشورهای عضوبرسرمتمم منشورسازمان ملل به نام بیانیه جهانی حقوق بشربه توافق رسیدند. همزمان حدود 20 کشورعضو سازمان ملل قرارداد آزادانه (گت) را بدون حق تحریم به امضا رساندند. همین قرارداد درحال حاضربه سازمان تجارت جهانی با دستورعملهای جدی تری مبدل شده است. کشورهای عضو حق تحریم درمورد کشورهائی که ازتصمیمات وقوانین فی مابین سربازمی زنند را به سازمان تجارت جهانی سپرده اند. درنمودارذیل روشهای مختلف حکومتی را مشاهده می کنید:

منظورازنمونه هرج ومرج طلبانه/ آنارشیست این است که کشورها براساس توانائیهای حکومتهایشان به قراردادها عمل می کنند. نتیجتا اگرکشوری با مسئله ای مخالف باشد راه حل دیگری وجود ندارد. درست مانند داد وستد بازارکه قرارداد بین فروشنده و خریدارجنس برقرارمی شود. با این تفاوت که دربازارقدرت طرفین با پول سنجیده شده و چنانچه معامله انجام نشود منجربه جنگ وستیزنخواهد شد.

ولی دریک نمونه جمعی کشورهای ذینفع ازپیش به دنبال یک راه حل مطمئن می باشند. بدین صورت که قدرت تصمیم گیری درپاره ای ازمسائل کلی وعمومی، مثل امکان تحریم، را به یک اتحادیه منطقه ای یا جهانی می سپارند. وبدین ترتیب کشورها از حق حاکمیت خود کمی عقب نشینی می کنند. چنانچه کشورها مایل باشند که این اتحادیه های منطقه ای یا جهانی بطوردموکراتیک اداره شوند، نیازبه تقسیم قدرت بین کشورهای مربوطه می باشد. همین امرسبب می شود تا کشورهای کوچکی مانند سوئد خواهان یک سازمان ملل دموکراتیک و قدرتمند باشند. چرا که قدرت سازمان ملل باعث افزایش توانائیها و نفوذ کشورهای کوچکی مانند سوئد درسطح جهانی می شود. اما کشورهایی مانند آمریکا که صاحب نفوذ نظامی و اقتصادی فراوان می باشند منافع خود را درجهت عکس ارزیابی می نمایند. چنین کشورهای قدرتمندی خواهان یک سازمان ملل نسبتا ضعیف وغیردموکراتیک می باشند. چرا که در آنصورت می توانند درسایه شرایط بین المللی که به آنها بیشترین آزادی عمل را درپیشبرد اهدافشان می دهد و با سوء استفاده ازامکانات و قدرت خود خواسته هایشان را جامعه عمل بپوشانند. بیش ازچند سال ازتشکیل سازمان ملل نگذشته بود که این قدرت نمائی ها هویدا شد. 1949 رابطه بین بلوک شرق وغرب بشدت به وخامت گرائید.

زمانیکه مشخص شد شوروی سابق بزودی با آزمایش بمب هسته ای خود انحصارطلبی آمریکا درمسائل هسته ای را درهم خواهد شکست، آمریکا، کانادا وده کشوراروپا غربی پیمان اتلانتیک شمالی، موسوم به ناتو، را به امضاء رساندند. درجنگ سرد بین دو بلوک شرق وغرب سازمان ملل کنار گذاشته شد، در عوض رهبران ابرقدرتهای شرق وغرب به وسیله مسابقات تسلیحاتی هسته ای یکدیگررا کیش و مات نمودند. صلح جهانی درحیطه سازمان ملل تبدیل به زورآزمایی نظامی و مسابقات تسلیحات هسته ای شد، یعنی تهدیدی جهانی که نسلی مجبوربه تحمل آن شد.

کشورهای اتحادیه اروپا -نظامی مخلوط درسطح کشوری و منطقه ای

بازارمالی مشترک اروپا که بمرورزمان تبدل به اتحادیه اروپا شد درسال 1957 بدون اساس نامه ای ازپیش برنامه ریزی شده، یا تشریح جزبه جزاهداف تشکیل شد. این قرارداد بین المللی بین تعداد انگشت شماری ازرهبران اروپای غربی و وزرای امورخارجه این کشورها با هدف ادغام اقتصاد فی مابین منعقد شد. دربهارسال2007 اتحادیه اروپا دارای27 کشورعضو بود که ده کشورآن ازکشورهای بلوک شرق سابق بودند. دستورالعمل های اتحادیه اروپا درطی زمان فزونی یافته و درحال حاضر شامل مسائل امنیتی و سیاست های منطقه ای نیزمی باشد. این اتحادیه بمرورزمان و برای به انجام رساندن وظایف خود تعدادی ارگانهای رهبری تشکیل داده است. این ارگان ها عبارتند از: یک کمیسیون غیرانتخابی با تعدادی کارمند که دستورالعمل های قاطع اتحادیه را به سازمانهای کشورهای عضواعلام می دارد، شورای وزرا که درگردهمائی های سران کشورها برای مذاکره در موارد کلی و گسترده حضوربهم می رساند، بانک مرکزی، یک دادگاه بین المللی و یک پارلمان با قدرت محدود، که بطورادواری دربروکسل یا استرازبورگ تشکیل می شود. این ارگانها چیزی نیست جزمخلوطی از نمونه های مدیریت ورهبری عملی و غیربرنامه ریزی شده که درآن قدرت دردست شورای وزرا و کمیسیون اتحادیه اروپا می باشد.

درسال 2004 شورای وزرا عهدنامه روم مبنی برامکان همکاری با کشورهای تازه عضو شده بلوک شرق سابق را ارائه نمود. مهمترین اصلاحات این عهدنامه ایجاد یک سیستم محدود سازی درتصمیم گیریهای اکثریتی درشورای وزرا بود. ولی زمانیکه عهدنامه به کشورهای عضو جهت تایید فرستاده شد، پاسخ همه پرسی درتمامی کشورها بسیارمنفی بود. درهمه پرسی فرانسه وهلند نیروهای مخالف بیشترین آرا را به دست آوردند. در کشورهای دیگراحزاب مخالف اتحادیه اروپا بشدت پیشرفت نمودند. شرکت درانتخابات پارلمان اروپا درآن سال به %30 تا %40 رسید درحالیکه همین ارقام درانتخابات کشوری به %70 نیزرسیده بود. درچنین شرایطی کاملا محسوس شد که اتحادیه اروپا ازهمان آغازو دردرجه اول اتحادیه ای برای کشورهای قدرتمند اروپا ست و بیشترمنافع این کشورها را درنظرمی گیرد. بنابراین ازتلاش برای تصویب یک قانون اساسی منتخب مردم دراتحادیه اروپا صرف نظر شد. سه سال بعد شورای وزرا برسریک پیشنهاد جدید مبنی براصلاح نحوه رهبری دراتحادیه اروپا به توافق رسیدند، به امید اینکه اینباردرپارلمان کشورهای عضو نیزاین توافق به تایید برسد. ولی هنوزپیشبرد درک عمومی ازآگاهی درمورد فواید یک اتحادیه مشترک اروپائی باقی است: اتحادیه ای که ادغامی باشد ازرهبری متخصصان، هرج ومرج ودموکراسی درسطح منطقه ای، که قدرت اجرایی چنین اتحادیه ای دردست ارگانهای دولتی این کشورها باشد.

حتی پپمان اتلانتیک شمالی، ناتو، نیزدرابتدا کارخود را با ائتلاف چند کشورعضوشروع نمود ولی سپس ظرف فقط چندسال تبدیل به اتحادیه قدرتمندی به رهبری آمریکا شد. بعد ازفروپاشی دیواربرلین درسال 1989 ونیزازهم پاشیدگی شوروی سابق درسالهای پس ازآن ناتو با عضویت تعدادی ازکشورهای بلوک شرق گسترش بیشتری پیدا کرد. ناتودرعمل یک سازمان انتفاعی بین المللی برای کشورهای هم پیمان با آمریکا ست که رهبری آن را در مورد مسائل امنیتی می پذیرند. ناتوتا کنون بجزمسئله جنگ عراق درسال 2003 که آمریکا با تعداد محدودی ازهم پیمانانش آغاز نموده، درسایرموارد نیروهای نظامی خود را درکنار سازمان ملل به مناطق بحران زده جهان اعزام داشته است.

سازمان تجارت جهانی

 وظیفه اصلی این سازمان برطرف کردن مشکلات تجاری درسطح جهانی است. علیرغم اینکه شرایط عضویت دراین سازمان بسیارمشکل می باشد ولی درعین حال درهای این سازمان برای عموم کشورها بازاست. سابقه تاریخی این سازمان با ناتو برابراست ولی پیشرفتهای آن بهمان اندازه نمی باشد. درسازمان تجارت جهانی همه کشورهای عضواز حق رای مساوی برخوردارند ولی قوانین رای گیری آنگونه وضع شده است که هرکشوربا رای خود می توانند پیشنهادی را که برعلیه منافع خود است” وتو” نمایند. درعمل کشورهای فقیربشدت تحت فشاربرای” وتو” نکردن پیشنهادهای کشورهای ثروتمند قرارمی گیرند.

مذاکرات مشترک سازمان تجارت جهانی تقریبا ازیک نوع هرج ومرج/ آنارشیستی برخورداراست، که ازپیش هیچ راه حلی را ضمانت نمی کند. ضمنا تعداد زیاد شرکت کنندگان درمذاکرات روند تصمیم گیری را بسیاردشوارمی نماید. بهمین دلیل آمریکا واتحادیه اروپا غالبا خود قراردادهای دو جانبه با کشورهای فقیررا جدا ازسازمان تجارت جهانی به امضا می رسانند. البته شرایط قراردادها درچنین محیطی برای کشورهای فقیربسیاردشوارترمی باشد.

همانطورکه درنمودارزیرمشاهده می نمائید حتی سازمانهای اولیه درسازمان ملل نیزنقاط ضعف دمکراتیک خود را دارند. زیرا ساختارآنها ازابتدا درجهت منافع بنیان گزاران یعنی برندگان جنگ جهانی ودرصدرآنها آمریکا است که این ازطریق کنترل دستورجلسه یا داشتن حق امتیاز و رای برترامکان پذیرمیگردد. شوروی سابق تصمیم گرفت که درهیچ یک از سازمانها بجزسازمان ملل عضو نباشد.

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در na , در سطح جهانی, زمینه