بایگانی وبلاگ

Contact Us

Don’t hesitate to contact us!

Anette Pettersson Faye, Academy for Democracy

Göran Hemberg, Content

Åse Richard, Svenska, English

Sara Nezami, پارسی

Naile Aras, Türkçe

Asos Shafeek, Kurdish

Natasha Alexeeva, Русский

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در تماس

روش سیل پیشنهادات

اجازه دهید افراد گروه درمورد سئوالی، اظهارنظری یا لغتی با هم متحد شوند.

– تمامی پیشنهادات هرشرکت کننده ای را یادداشت نمایید.

اصول:

1- هیچ پیشنهادی اشتباه نیست.

2- هیچ کس در مورد پیشنهاد دیگری اظهار نظر نکند.

3- افراد در مورد پیشنهادات احتیاج به تفاهم با یکدیگر ندارند.

– موضوع را داغ نگاه دارید. مهمترید چیز جمع آوری بیش از اندازه پیشنهادات می باشد.

– زمانیگه پیشنهادات ته کشید و وقت به پایان رسید، تفکیک، ارزش گذاری و بازگشائی پیشنهادات را آغاز نمایید.

روش سیل عقاید می تواند مانند مسابقه نیز برگزار شود که در آن گروهی که بیشترین پیشنهادات را مطرح کرده اند برنده محسوب می شوند. یا اینکه همین روش بصورت فردی انجام گیرد: یعنی هر فردی 4 تا 5کاغذ جهت یادداشت هر پیشنهاد بر روی یک کاغذ دریافت می کند. (معمولا پیشنهادات چهارمی یا پنجمی جالب تر می باشند).

رجوع به کاربردها بخش تمرکز بر دستور جلسه و از احتیاج تا حقوق

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در بانک روش, روش، متد‏

روش محافظت دریخچال

کمبود زمان بزرگترین مشکل شرکت فعالانه برای اعضا می باشد. این مسئله در موقع مرور مطالب در گروه های بزرگ بیشتر احساس می شود. چرا که مسئله ایی مطرح ولی وقتی برای رسیدگی وجود ندارد. چنین مسائلی می توانند موقتا بایگانی شوند، مسئول جلسه تمامی مسائل و مطرح کنندگان آن را یادداشت و موقتا بایگانی می کند. سپس در آینده و در زمان مناسبی به این مسائل رسیدکی خواهد شد. در این شرایط براحتی می تموان روش دستور جلسه جمعی را استفاده نمود.

رجوع به کاربردها بخش پر و پل و انتخاب

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در بانک روش, روش، متد‏

روش خط صاف

این یک روش ارزش گذاری است که در تمام شرایطی که فضای باز موجود باشد قابل اجراست. این روش را برای به حرکت درآوردن یا جمع بندی می شود استفاده نمود. مسئول جلسه سالن را بتوسط خط صافی به دو قسمت تقسیم می کند. در یک طرف و در مسیر خط افراد موافق و در طرف دیگر مخالفین قرار می گیرند. شرکت کنندگان موضع خود را با جابجایی در مسیر خط مشخص می نمایند. بهتر است مرکز و حد وسط خط با شیئی مشخص شئد تا امکان بی طرفی وجود نداشته باشد.  زمانیکه افراد موضع خود را با جایگزینی بر مسیر خط مشخص نمودند چند تن از افراد گروه اجازه بیان دلایل خود برای موضع گیری را خواهند یافت. اغلب افراد دلایل مشابهی برای موضع گیری و جایگرین شدنشان در نقطه مذکور دارند. افراد می توانند به کرات و با دلایل مختلف در همان محل سابق جایگزین شوند.

 با گروه بندی های مختلف می توان از افراد خوایت تا در برابر مسائل مختلف موضع گیری نشان دهند.

 

 

رجوع به کاربردها بخش محیط دموکراتیک و جامعه متمدن قدرتمند

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در بانک روش, روش، متد‏

روش نقشه امکانات

این روش بمانند روش سیل  پیشنهادات  است که در آن شرکت کنندگان به شکلهای مختلف امکان تجسم و نمودار کردن پروژه و یا قراردادی که بعدها قرار است انجام شود را می یابند.

– شرکت کنندگان فرض را بر انجام پروژه قرار داده سپس سعی می کنند مواردی را که در نتیجه انجام پروژه پیش خواهی آمد را بخاطر سپرده و یادداشت نمایند.

– یادداشت ها را بر اساس مختصات پسندیده/ غیرپسندیده و واقعی/ غیر واقعی جایگزین می کنند.

– از طریق این نقشه فرضی که همه در تشکیل آن شرکت داشته اند برنامه ریزی ها را پایه ریزی می کنند.

بسیاری از مسائلی که در طول یک پروژه پیش می آید غیرقابل پیش بینی می باشد. مثلا رفتار غیر منتظره محیط اطراف یا عملکرد شرکت کنندگان که می تواند نتایج غیر قابل پیش بینی داشته باشد. این اتفاقات همانقدر در مسیر پروژه موثر است که فعالیت های از پیش برنامه ریزی شده شرکت کنندگان. این روش امکان جدایی شرکت کنندگان از فعالییت های خود را فراهم و فضا را برای افرادی که تا کنون برنامه ریزی نداشته اند و برای مشارکت آنها به اشکال مختلف مهیا می سازد.

رجوع به کاربردها بخش جامعه متمدن قدرتمند

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در بانک روش, روش، متد‏

روش مشخصه نمودن

مشخصه کردن روشی سریع و روشن است تا بتوان اولویت های جمعی و اهمیت ترتیب دادن این اولویت ها را یافت. همه شرکت کنندگان تعداد ی مشخصه ( مانند مداد رنگی یا پونر) دریافت می دارند که از آنها برای مشخص نمودن  پیشنهادات و خواسته های مورد نظرشان در برنامه ریزی گروهی که قبلا تهیه شده استفاده می نمایند. افراد آزادند که مشخصه ها را در مورد هر پیشنهادی که مایلند استفاده کنند. این روش باید مانند یک تحقیق اولیه در مورد برداشت و موضع گیری گروه ها در مقابل مسائل و نه تصمیم و رای گیری استفاده شود. هدف مقایسه پیشنهادات با هم و پیدا نمودن نکات اشتراک آنهاست. این روش جمع بندی  سریع و روشنی از برداشت و موضع گیری شرکت کنندگان  در مورد موضوعی بدست می دهد و زیر بنای بیطرفانهای می شود برای ادامه فعالیت ها.

مشخصه کردن شرکت افراد را بسیار موثر می کند زیرا حتی  افراد بسیار گوشه گیر نیز بالاخره ردپایی از خواسته خود بر جای می گذارند.

 

رجوع به کاربردها بخش از احتیاج تا حقوق

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در بانک روش, روش، متد‏

روش کندو

این روش به مفهوم قطع کوتاه مدت دو تا چند دقیقه ایی سخنرانی است  تا شرکت کنندگان دوبه دو امکان بحث آزاد داشته و صدای هم همه سالن را پر کند.

رجوع به کاربردها پر و پل و اختیارات

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در بانک روش, روش، متد‏

SWOT

 روشی است برای تحقیق درباره توانایی ها و ضعف های داخلی یک ارگان،  امکانات و خطراتی که درمحیط اطراف وجود دارند و چگونگی تاثیر این عوامل  بر روند راه گشایی ها.

  کوتاه شده کلمه .می باشد.

– با ارائه  مشکل هدف خود را طبقه بندی نموده تا به آن برسیم.

– سپس موارن زیر را مد نظر قرار دهیم:

1- توانائی های درونی ارگان که می توانند برای رسیدن به هدف مورد استفاده قرار گیرند.

2- ضعف های درونی ارگان که می توانند سدی در راه رسیدن به هدف باشند.

3- امکانات خارجی محیط اطراف  که می توانند ارگان رادر رسیدن به هدف یاری نمایند.

4- خطرات خارجی محیط اطراف  که می توانند سدی برای ارگان در راه رسیدن به هدف باشند.

– با توجه به چنین موجودی اساسی میتوان برنامه کاری صحیحی را برای رسیدن به هدف تهیه نمود.

رجوع به کاربردها بخش پیشرفت ارگانهای دموکراتیک

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در بانک روش, روش، متد‏

روش داستانی

داستانی حادثه ایی واقعی یا فرضی را توضیح می دهد که این توضیح میتواند شامل یک یا چند بخش باشد. هدف از ارائه این روش دادن امکان به شرکت کنندگان است تا طی آن بتوانند راه کارهای مختلف را در شرایط واقعی پیدا نمایند.

رجوع به کاربردها پر و پل و اختیارات، همچنین بخش رهبری قانونی، کشورهای قانون مند و کشورهای نسبتا دموکراتیک.

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در بانک روش, روش، متد‏

گروههای متضاد

روش ساده و موثری که اطلاعات را بسرعت در گروهای عظیم گسترش می دهد. پیوند این روش با روش گروهای بزرگ می تواند مشارکت را به حداکثر برساند. این روش بر اساس تشکیل گروهای جدید است که بر گرفته ازانتخاب یک فرد از گروهای مذاکره ای پایه ایست. در گروهای متضاد همه گروهای مذاکراتی نماینده خواهند داشت. همه افراد از مباحث گروهای قبلی – در زمانی بمراتب کوتاهتر از ارائه مباحث برای کل گروها- اطلاع خواهند یافت.

 رجوع به کاربردها بخش پیشرفت ارگانهای دموکراتیک وجامعه متمدن قدرتمند

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در بانک روش, روش، متد‏

روش تمرکز گروهی

در چنین روشی همه افراد می توانند بطور موثر در ارزش گذاری و اظهار نظر درباره بحث مورد نظر شرکت نمایند. در نتیجه شرکت کنندگان درک مشترکی از شرایط اولیه برای پایه ریزی کارها بدست خواهند آورد. این روش می تواند در راه برآورد کیفیت، تهیه پرسشنامه، تعریف درک کلیدی مطالب و بررسی نارضایتی ها مورد استفاده قرار گیرد. تعداد شرکت کنندگان  نباید از 25 تا 30 نفر بیشتر باشد.

این روش شامل مراحل زیر می باشد:

1- طرح موضوع بحث

2- عقاید مختلف

3- اولویت ها – فردی یا جمعی

4- برآورد شرایط کنونی –  فردی یا جمعی

5- تجزیه و تحلیل مشترک

رجوع به کاربردها بخش تمرکز بر دستور جلسه

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در بانک روش, روش، متد‏

کنفرانس مذاکراتی

ر چنین کنفرانسی صدها شرکت کننده امکان بررسی، تفسیر وتوافق در مورد علایق مشترکشان و همچنین مذاکره درباره پیشنهادات آتی را بدست می آورند. کنفرانس ازسه گروه تشکیل می شود که این گروها خود هرکدام شامل گروههای کوچک هشت نفره می باشند.

1- اولین گروه بزرگ شامل افراد پایه ای مثل مسئولین پروژه، شبکه، گروه کاری یا بخشی از یک سازمان می باشند. در این مرحله افراد در گروه های کوچک تر و راجع به مضامین معین و مشخصی مذاکره می کنند.

2- گروه دوم که گروه مقابل محسوب می شوند به ارزش گذاری، نظارت و تعمق در مذاکرات گروه قبلی می پردازند.

3- در گروه سوم همان افراد اولیه بطور جمعی استراتژی و پیشنهاداتی را که در گروه های 1و2مطرح شده را به تحقق می رسانند. چنانچه شرکت کنندگان کنفرانس از افراد گروهاو شبکه های مختلف باشند نتیجتا گروهای پایه نیز از ارگان های مختلف تشکیل می شود. در این حالت گروها بصورت پروژه ای کار خواهند کرد.

کنفرانس مذاکراتی ابزار قدرتمندی برای ایجاد اشتراک و همفکری در ارتباط با کارهای آتی است.چنین کنفرانسی بر مبنای مدیریت روشن و واضحی استوار است گه از پیش موضوعات مذاکرات را به دقت آماده و گروهای مناسب را تقسیم بندی نموده است.

رجوع به کاربردها بخش پیشرفت دموکراتیک ارگانها( شگل گرفته جهت یک ارگان) وجامعه متمدن قدرتمند ( شگل گرفته جهت یک شبکه با نمایندگان ارگانهای مختلف).

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در بانک روش, روش، متد‏

روش تقسیم گروهی

در چنین روشی افراد موضع گیری خود را بصورت انتخاب یک پاسخ اعلام می دارند. این روش چه در شروع یا ادامه یک بحث قابل استفاده می باشد. در چنین روشی حتی افراد کم حرف یا ساکت نیز نظراتشان اعمال می شود. این روش در مورد گروه های بزرگ نیز قابل استفاده می باشد.

گرداننده جلسه 4 موضوع را معرفی می کند و شرکت کنندگان را به 4 گروه تقسیم می کند. هر گروه معرف یک موضوع است.  شرکت کنندگان  خود می توانند گروهی را که در شرایط موجود با نظراتشان همخوانی بیشتری دارد انتخاب نمایند. وقتی همه افراد گروه هایشان را انتخاب نمودند سعی شود ظرف مدت یک تا دو دقیقه علت انتخابشان را برای دیگران توضیح دهند. سپس یک یا چند نفر از هر گروه نظرات گروه خود را بطور خلاصه برای همه گروه ها توضیح دهند. چنانچه بحث در گروه ها باعث تغییر نظرات افراد می شود بهتر است گرداننده جلسه افراد را تشویق به تغییر گروه نماید.

– انتخاب موضوعات باید بشکلی باشد که هیچ موضوعی درست یا غلط بنظر نرسد.

– امکان ارائه راه کارهای تازه باید مهیا باشد.

رجوع به کاربردها بخش صور دموکراسی

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در بانک روش, روش، متد‏

محیط باز

به خلاف کنفرانس مذاکراتی چنین محیطی آماده دادن امکانات به شرکت کنندگان جهت طرح مسائل در دستور جلسه و گفتگو درباره آنها در گروهای انتخابی است. این کنفرانس در شرایط زیر بوجود می آید:

1- دایره نظرات/ شرکت کنندگان  بشکل دایره بزرگی می نشینند. مسئول جلسه افرادی  را که موضوعی برای بیان کردن دارند تشویق به بازگویی مطلبشان برای گروه می کند. سپس موضوع یادداشت و به دیوار نصب می شود.

2- بازار آزاد/ شرکت کنندگان آزادانه دربرابر موضوعات نوشته شده تجمع و بصورت گروهی با یکدیگر وارد مذاکره می شوند. توجه! این بخش توسط مسئول جلسه اداره نمی شود.

3- گفتگو در گروهای کوچک.

4- جمع بندی، خبر رسانی و تشکیل گروهای علاقمند.

شرکت کنندگان در محیط باز میتوانند ده ها تا صدها نفر باشند.  این روش اشاره به اکثریت شرکت کننده با شرایط یکسان و حداکثر فضای آزاد برای اصل استقلال را دارد.

رجوع به هریسون اوون،

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در بانک روش, روش، متد‏

روش صندلی داغ

این هم روش کار دیگری است که در آن به  شرکت کنندگان  اجازه موضع گیری آزاد و آشکاردرمورد مسائل ارزش گذاری داده می شود.  شرکت کنندگان برداشت خود را با نشستن یا ایستادن مشخص می نمایند.

قوانین این زوش عبارتند از:

1- هیچ کس موضع گیری دیگری را زیز سئوال نمی برد.

2- افراد به مطالب اظهار شده دقیقا گوش فرا داده ولی در مورد آن وارد بخث نمی شوند.

3- افراد در هر زمان که مایل باشند می توانند تغییر موضع بدهند.

شرکت کنندگان  و همینطور گرداننده جلسه همگی دایره وار بر صندلی ها می نشینند. گرداننده جلسه موضوعی را مطرح نموده تا شرکت کنندگان در مورد آن موضع گیری نمایند. در این زمتن موافقان ایستاده و مخالفان می نشینند. افرادی که موضع قاطعی ندارند بحالت نیمه ایستاده قرار می گیرند. آخرین حالت بسیار مشکل است و به کسی توسعه نمی شود.

پس از مشخص شدن موضع گیری همه افراد، چند نفراز شرکت کنندگان می توانند درباره موضع گیری خود استدلال بیاورند: یعنی افراد موافق و مخالفی که مایلند علت موضع گیریشان را توضیح می دهند.

سپس گرداننده جلسه می تواند موضوع جدیدی را مطرح نماید.

موضوعات مطرح شده باید ساده و شفاف باشد و با بیان منفی مطرح نگردد.

این روش را با بلند کردن دست نیز می توان انجام داد، یا از طریق جابچائی در سالن یا مایید روش خط صاف. ( رجوع به بخش خط صاف). افراد معلول می توانند صندلی چرخ دارشان را جلو یا عقب نمایند.

 رجوع به کاربردها بخش اتحادیه ها.

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در بانک روش, روش، متد‏

روش مقتدرانه

گاهی تسلط بر جلسات در دست تعدادی افراد با راه کارهای غیر مسئولانه می افتد. پرفسور نروژی بریت اوس متخصص روانشناسی جامعه پنج روش را که همکاران آقا در مورد همکاران خانم اعمال می کنند تا شرایط خودرا مستحکمتر نمایند مشخص نموده. نمونه همین راه کارهای تبعیض آمیز می توانند در موارد دیگر و بدون توجه به جنسیت افراد مورد استفاده قراربگیرند. این روشها عبارتند از:

1- نادیده انگاری: جهت واداری افراد به سکوت یا کم شمردن افراد به آنها بی توجهی نمودن

2- استهزا و تمسخر کردن: با روشی استادانه مانند تشبیحات زننده و نامربوط شخص مورد نظر را به تمسخر گرفته و استدلال هایش را بی ارزش جلوه دادن

3- بی اطلاع گذاردن: برای مثال پاره ای از اخبار را که جنبه همگانی دارد فقط به تعدادی از دوستان نزدیک خود گفته و مابقی را بی خبر گذاردن. البته این عمل اغلب خواسته یا نا خواسته اتفاق می افتد.

4- مجازات مضاعف: افراد مذکور را در شرایطی قرار دادن که علیرغم انتخاب عملشان، عملکردشان غلط از کار درآید.

5- احساس شرم و گناه القاء نمودن: به افراد احساس گناه در مورد دانسته هایشان بخشیدن یا به آنها باوراندن که حوادث بدی که برایشان اتفاق می افتد تقصیر خودشان می باشد. روش آخر معمولا با روش تمسخر و مجازات مضاعف همراه می باشد.

تنها تشخیص و ذکر روشهای مقتدرانه در یک بحث میز گردی خود می تواند کمک به از بین بردن تبعیض  و ازسرگیری معیار مساوات در گروه نماید.

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در بانک روش, روش، متد‏

دستور جلسه جمعی

جلسه با صحبت به نوبت/ دوره ای آغاز و در آن حاضرین:

– موضوعاتی را که مایلند در دستورجلسه گنجانیده شود را عنوان می کنند.

– اینکه هدف از بیان موضوعات دادن اطلاعات، بحث یا تصمیم گیری در مورد آنهاست.

– زمان مورد نیاز برای هر مسئله.

این موارد بر کاغذ بزرگی یا بر تابلو یادداشت می شود تا همه آنرا ببینند. چنانچه زمان در نظر گرفته شده برای موضوعات کافی نباشد، ممکن است بتوان زمان بحث بعضی از مباحث را کوتاه یا مبحثی را به جلسه بعد موکول نمود. پس از گذار از این مرحله زمان باقی مانده بین بقیه مباحث تقسیم می شود. سپس هر فردی خود موضوع مورد نظرش را در جلسه مطرح می کند. این روند خیلی وقت گیر نیست و نتیجه ای واضح و روشن با اولویت های جمعی درباره موضوعات دستور جلسه را دارا می باشد.

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در بانک روش, جلسه، نشست‏, روش، متد‏

وظایف گردان در جلسه

مسئولیت جلسات وظیفه پیچیده است که می تواند بین افراد مختلف تقسیم شود. چنانچه وظایت بطور دوره ای بین اعضای اتحادیه تقسیم شود آنها بنحوه کار و عملکردهای ارگان واقف و در مورد جلسات احساس مسئولیت خواهند کرد.

ئیس جلسه – مسئولیت تقسیم زمان برای صحبت، پیشبرد صحبت برای رسیدن به هدف، جمع بندی بحث، پیشبرد تصمیم گیری و غیره.  بهتر است رئیس جلسه موضوع مهمی برای شرکت در بحث نداشته باشد. چنانچه او مطلبی داشت باید فرد دیگری موقتا مسئولیت جلسه را بعهده بگیرد.

– سکرتر –یادداشت گزارش گقتگو ها/ پروتکل که تاییدیه ای است بر موضوعات مطرح شده و تصمیمات گرفته شده در جلسه و بعدها می توان به آن استناد نمود.

– زمان گیر- تعیین زمان برای اظهارات، کنترل کل زمان جلسه که بموقع پایان یابد. در نتیجه بقیه افراد توجه خود را به جلسه مشغول می دارند.

– ناظر – چنانجه موارد خواصی در فرهنگ جلسه مد نظر باشد چنین فردی را از قبل انتخاب تا توجه خاصی به: تقسیم زمان برای هر سخنران، نکات مهم و بخاطر سپردنی، تکنیک های مقتدرانه، احتیاج به وقت تنفس و غیره را مبذول دارد.

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در بانک روش, جلسه، نشست‏, روش، متد‏

روش نگاه

روشی بسیار لطیف و مودبانه که بوسیله نگاه نوبت سخنگو را مشخص و او را در مرکزیت قرار می دهد. بدینوسیله نوبت سخنوری  بدون بریدن رشته کلام منتقل می شود. روش نگاه باعث جلب کردن توجه ها به سخنران می شود بدون اینکه اظطرابی در بقیه ایجاد شود.با کمی تمرین می توان این روش را بیون رئیس جلسه حتی در گروهای بزرگ نیز استفاده نمود.

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در بانک روش, جلسه، نشست‏, روش، متد‏

صحبت به نوبت/ دوره ای

حاضرین در مجلس به نوبت چند دقیقه حق بیان نظراتشان را دارند بدون بریده شدن رشته کلامشان. حق انصراف برای همه آزاد است. هیچگونه سوالی، نظریه یا بحثی انجام نمی شود. نظر به اینکه این روش دارای مسئول جلسه نیست بهتر است که موضوع را مشخص نمود، مثال:

– صحبت به نوبت/ دوره ای در حال حاضر – هر فردی انچه در حال حاضر به ذهنش می رسد را بیان و سپس با خیال آسوده در جلسه شرکت می کند.

– صحبت به نوبت/ دوره ای در مورد دستور جلسه – کدام نکته برای هر فرد در جلسه حائز اهمیت است.

– صحبت به نوبت/ دوره ای در مورد تثبیت بحث – مسئله مهمی که باید در طول بحث بخاطر سپرد.

– صحبت به نوبت/ دوره ای در مورد پیشنهادات- پس ار اتمام بحث فر نفر پیشنهاد خود را بی چون و چرا برای تصمسم گیرس اعلام می دارد.

– صحبت به نوبت/ دوره ای در مورد جمع بندی- کدام عملکرد در جلسه درست و کدام کار را می شود بهتر انجام داد.

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در بانک روش, جلسه، نشست‏, روش، متد‏

از مرحله احتیاج تا مرحله حقوق انسانی

هدف

به شرکت کنندگان فرصت داده شود:

– جهت فراگیری فعالانه اعلامیه سازمان ملل در مورد حقوق بشر

– تفکرواندیشه درمورد تفاوتهای عمده اصول مطلق با زندگی روزمره

1- عقاید پیشنهادی

– افراد را به گروه های 5 تا 6 نفره تقسیم نموده و دستور کارزیررا به آنها بدهید:

“تصور کنید که فردا تصادف کنید. درست در لحظه مرگ به شما پیشنهاد زندگی مجدد برروی زمین داده شود. لیکن شما هیچ اطلاعی ازمحل تولد مجددتان دراین کره خاکی، یا والدین آینده تان و شرایط اجتماعی آنان نخواهید داشت. آیا شما چنین پیشنهاد مخاطره آمیزی را پذیرا می شوید؟

به عبارت دیگر: چه شرایطی لازمه یک زندگی ارزشمند است؟ از نظر شما اساسی ترین شرایط و احتیاجات برای زندگی انسانی چه چیزهایی می باشد؟ پاسخ های نزدیک به واقعیت خود را یادداشت و ارسال فرمایید.”

2- اعلامیه سازمان ملل در مورد حقوق بشر

– یک کپی از مفاد اعلامیه حقوق بشر را بین افراد گروه تقسیم نمایید. به افراد 10 دقیقه فرصت مطالعه دهید. در این فاصله عناوین زیررا برتابلو یادداشت نموده تا درمعرض دید همه گروه باشد.

 اعلامیه حقوق بشر

ماده – 1 بند و ماده اصلی

ماده – 2 تا 5 آزادی و حقوق اساسی

ماده – 6 تا 12 امنیت حقوقی

ماده – 13 تا 15 آزادی جابجائی و ملیت

ماده – 16 تا 17 خانواده و مایملک

ماده – 18 تا 21 حقوق سیاسی و شهروندی

ماده – 22 تا 27 حقوق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی

ماده – 28 تا 30 امور بین المللی

3- تجزیه و جمع بندی نیاز ها در رابطه با حقوق بشر

– اجازه دهید افراد هرگروه به کمک یکدیگرنیازهای اساسی برگرفته ازعقاید پیشنهادی را نوشته و تجزیه و تحلیل نمایند.

– کدامیک از این نیازها آشکارا درمفاد اعلامیه حقوق بشرذکرگردیده است؟ ( برای مثال عشق جزو این مفاد نیست). افراد گروه مواد پاراگراف معادل را یافته و جداگانه یادداشت نمایند.

– در این فاصله عناوین اصلی اعلامیه حقوق بشررا بطورجداگانه برروی تابلو مرقوم نمایید.

4- جمع بندی و اظهارات

– تمامی یادداشت هایی که اشاره آشکاربه مفاد اعلامیه حقوق بشردارد را جمع آوری و درزیرعناوین مربوطه برروی تابلو بنویسید.

– درباره مطالب نوشته شده برتابلو با یکدیگرتبادل نظرنموده که چرا:

زیربعضی ازعناوین مطلب کمتری نوشته شده؟ زیربعضی عناوین دیگرمطلب بیشترنوشته شده؟ دلیل این اختلاف را چگونه میتوان تشریح نمود؟

محتوای یادداشت هایی که با عناوین روی تابلو وجه اشتراکی ندارند چیست؟

5- راه کارهای سیاسی

با کمک یکدیگرچهارچوب سیاسی کشورفرضی نسبتا مناسبی که خود حاضربه زندگی درآن باشید را مشخص نمایید.

– مواردی که شما مایلید مسئولین کشورفرضیتان به آن ارجحیت ویژه دهند را با علامت سبزمشخص کنید. سپس مواردی که بنظرشما مسئولین این کشورنباید درآن دخالت نمایند را با رنگ قرمزمشخص نمایید.

– درباره موارد مشخص شده بحث و گفتگونمایید ( رجوع به بانک/ مجموعه روش ها): آیا بنظر شما مسئولین کشورمذکور به آنگونه که شما برتابلو مشخص کرده اید عمل خواهند کرد؟

نظریات

– معمولا زیرعناوین حقوق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی پیشنهادات بسیارودرعوض زیرعناوینامنیت حقوقی، آزادی جابجائی و ملیت، خانواده و مایملک پیشنهادات بسیاراندک می باشد. گروه اول این  پیشنهادات دررابطه با مسائل ملموس و روزمره می باشند. درحالیکه گروه دوم دررابطه با مسائل

  نا ملموس می باشند. اگرچه مطالب گروه دوم هم به اندازه مطالب گروه اول مهم می باشند ولی افکار عمومی این چنین نیست.

– مابقی پیشنهادات که رابطه ای با اعلامیه حقوق بشرندارد، معمولا اشاراتی به مسائل محیط زیستی دارد.

زمانی که اعلامیه حقوق بشر درسال 1948 به تصویب رسید مسائل محیط زیست درزمره مسائل حاد سیاسی قرارنداشت.

– گاهی در این پیشنهادات ویادداشتها به مواردی اشاره میشوند که بزحمت می توان رابطه آنها را با اعلامیه حقوق بشردرک نمود. البته پیشنهادات  یادداشت شده زیرهرعنوان نیزخود قابل بحث می باشد.

گرداننده مذاکرات بهتر است از بزرگ جلوه دادن موضوع خودداری ورزد.

 

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در حقوق بشر و دموکراسی, کاربرد

تمرکز بر دستور جلسه

 هدف

–  به تصویرکشیدن مشکلات دستورجلسه درمورد مسائل حاد سیاسی بتوسط روش تمرکزگروهی (رجوع به بانک/ مجموعه روش ها)

زمینه قبلی

روزی سه پسر بچه برسریک بسته شکلات با یکدیگردعوا می کردند. دراین هنگام مرد رهگذری ازراه رسید و گفت:

– پسرا، پسرا! شما نباید دعوا کنید. خشونت فقط خشونت ببارمی آورد.

– به تو ربطی ندارد، پیرمرد خنگ!

– پیرمرد گفت، چرا به من ربط دارد چون من معلم این مدرسه هستم.

– یکی ازپسرها جواب داد، خب منظور؟

– ما دراین مدرسه به هیچ وجه اجازه کتک کاری نمی دهیم.

– پسردوم گفت، خب منظور؟

– خب، شما باید بدانید که این تصمیم جمعی کارکنان مدرسه است که به روش دموکراتیک اتخاذ شده!

– پسرسوم جواب داد، درسته، ولی آیا شما می دانید ما که هستیم؟ ما همان سه تفنگداری هستیم که پس از مذاکرات قاطع وهمه جانبه با یکدیگرپیمان نمودیم که شرافتمندانه درراه این شکلات به جنگ تن به تن بپردازیم!

البته مشکلات و مسائل واقعی درباره موارد مهمتر وجدی تری می باشد. چنانچه مایل نباشیم ازراه کارهای خشن یا مقتدرانه استفاده نماییم درآنصورت ممکن است با مشکلی چون نمونه بالا مواجه شویم: که هرکدام از طرفین جمع بندیهای خود را ازمسئله دارند و بهمین دلیل هم هریک حق را به خودش می دهد.

 اگرطرفین دعوا حاضر شوند یک روش دموکراتیک را برگزینند حتی برای چنین مشکلاتی نیز راه حل وجود دارد.

این راه حل ها عبارتند از:

– قوانین مدرسه درجلسه بزرگی که شامل کارکنان مدرسه و دانش آموزان است تصویب شود.

– یا اینکه قوانین توسط مجمعی که شامل نمایندگان همه گروها است تصویب شود.

1- مرکزیت موضوع

“مسائل حادی که پرداختن به آنها ضروری است”

2- موجودیت ها

– گروهای 6 نفره ای به روش سیل پیشنهادات تشکیل دهید. هرفرد ازگروه 5 مسئله مهم را روی کاغذ های جداگانه می نویسد تا درمورد آن بحث شود.

  3- اولویت ها و تفکیک

– افراد مسائل مورد بحث را برای یکدیگر عنوان نموده و موضوعات عنوان شده را ازهم تفکیک میکنند. سپس موضوعاتی که محتوای مشترکی دارند را به ترتیب روی هم قرار میدهند.

– هر فردی ازافراد گروه یک سوم ازموضوعات را اولویت بخشیده و آنرا با علامت ضربدر مشخص می نماید.

– سپس آن هفت موضوعی که بیشترین علامت ضربدررا به خود اختصاص داده، انتخاب تا درمورد آنها بحث شود.

 

 4- داوری کنونی

درزمان حاضراولویت مسائل کجا و چگونه تعیین می شود؟ هر کدام ازآن هفت موضوع انتخاب شده را دریکی از گروههای زیر قرار دهید.

1- فردی: توسط خود شرکت کنندگان

2- داخلی: درداخل خود گروه یا سازمان

3- مذاکرات: با افراد خارج ازگروه ولی نه سازمانها

6-4- منطقه ای/ ملی/ جهانی: مسائلی که ضمنا تصمیماتی درچنین سطحی را نیازدارد

7- نا مشخص: اینگونه موضوعات را درآخرین ردیف قراردهید

1

2

3

4

5

6

7

فردی

داخلی

بخش مذاکرات

تصمیمات محلی

تصمیمات ملی

تصمیمات جهانی

جایگزینی نا مشخص


5- آنالیز جمعی

نتایج گروها را با هم مقایسه کنید. تمرکزرا برمسائل سیاسی( ستون 3  تا 7 ) قرارداده و موضوعات مبهم را پیدا کنید.

– آیا تعداد زیادی ازطبقات مختلف تصمیم گیری درهم ادغام می شوند؟ چگونه میشود این مشکل را حل کرد بدون اینکه به تخصص و توانایی دیگران بی احترامی شود؟

– آیا موضوع مورد نظردرحال حاضردردستورعمل هیچ تشکلی منظور است؟ چنانچه پاسخ منفی است، چه راه کاری را برای حل دراز مدت مسئله باید برگزید؟

نظریات

چنانچه موضوعات مبهمی وجود دارد که شرکت کنندگان بسختی می توانند آن را دریکی ازگروهای بالا جایگزین نمایند، این خود نشانگرمشکلات بغرنج وغیر قابل حل دردستور جلسه می باشد. هیچ تشکلی به تنهایی ـ حتی کشورهای کمابیش مقتدر ـ دراین مورد خاص تا آن درجه مستقل نیستند که اعضای آنها کنترل کامل بریک دستورجلسه آزاد را داشته و بتوانند هرموضوعی را که مایلند درجلسه مطرح نمایند.

انسانها اغلب قربانی عملکردهای محیط اطراف خویش می شوند. همانطور که افراد خارج از یک تشکل از تصمیصم گیری های داخلی تشکلات تاثیر میگیرند. برای حل این مشکلات  ـ خواسته های مردم و تصمیم گیرنده ها یکی نمی باشد ( رجوع به مبحث الفبای دموکراسی) ـ  راه کارهای زیر پیشنهاد می شود:

– هر شخصی با تشکل های مختلفی درتماس است که این تشکل هاجمعا قادربه تصمصیم گیری در مسائل مهمم می باشند.

ـ هیچ تشکلی به تنهایی در مورد چنین مسائلی  تصمصیم گیرنده نمی باشد.

سیستم تقسیم بتدی قدرت

این سیستم نیاز به برنامه ریزی کاملا مشخص و دقیقی درتمام سطوح دارد، برای مثال در سطح ملی: دولتهای مستقل با دستور جلسه ای روشن تصمیماتشان را در مورد مسائل آموزشی، سرویس های اجتماعی، درمان و غیره به بخشهای زیر دست خود مثل شهرداری ها ابلاغ می کنند. سپس بخشهای زیر دست دستور جلسه محدود تریداشته و فقط درموارد خاصی تصمیم گیرنده اند.

در جهت عکس کشورها نیز قادر خواهند بود مسائل گسترده وعمومی مانند امنیت ملی و بازار تجارت را به ارگان های بزرگ بین المللی ارجاع نمایند.

چنین سیستمی با بخشهای متناوب درسطوح مختلف تصمیم گیری می تواند یک نظام نسبتا دموکراتیک باشد. مبنی بر اینکه این نظام بر اساس یک سیستم تقسیم بندی قدرت روشن و با برنامه ریزی دقیق بین کشورهای برقرار شده باشد. بر اساس این برنامه ریزی باید دستور جلسه در سطوح پایین کاملا واضح و روشن و در سطوح دیگر حتی المقدور محدود باشد. درست در همین نقطه است که اکثرا کاستی هایی وجود دارد. چنانچه تقسیم کار و ارجاع و ابلاغ آن در سطوح مختلف مشخص نباشد بنابراین هیچ کس مسئولیت کارها را بعهده نمی گیرد. بهمین دلیل بسیاری از مسائل مهم در هیج رده ای قرار نگرفته و راه کاری برای پیشبرد آنها وجود نخواهد داشت.

این مشکلات در بخشها و نمایندگی های عظیم که درآنجا رهبران و افرادی که این رهبران را انتحاب کرده اند با یکدیگر فاصله زیادی دارند بسیار مشهود تر است. چنانچه این رهبران را که فقط معیارهای خویش را مد نظر دارند ” گروه بالا دستی بنامیم” بنابراین شرایط آماده حکومتی غیرمردمی است که اصل مساوات و برابری فقط در مورد عده معدوی افراد حکومتی قابل اجراست و یک رهبر پرجذبه با دارا بودن ایدولوژیهای خاص ودر جهت پیشبرد معیارهای خویش بر جامعه حکمرانی می کند.

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در na , در سطح جهانی, کاربرد

یک جامعه مدنی قدرتمند

گروههای مد نظر

سازمان ها و ادارات با پروژه هایی جهت یاری در پیشبرد یک جامعه بطرف دموکراسی

هدف

به شرکت کنندگان اجازه دهید تا:

1- مواردی را که در پروژه آتی پیش خواهد آمد بشکل واقعی و ساده بحث، ارزشیابی و بازگونمایند

2- با توجه به چنین دورنمایی ایده های خود را درمورد پروژه ای در جهت دموکراسی قوت بخشند

چنین کنفرانس مذاکراتی ( رجوع به بانک/ مجموعه روش ها) متشکل از سه میز گرد مذاکراتی مختلف می باشد که هرمیزیک گروه 5 تا 6 نفره را شامل می شود. هر میز یک مسئول میزدارد. بعد ازهردوره مذاکراتی افراد هرمیز گرد بجز مسئول میزجای خود را با گروه های یک میز دیگرتعویض میکنند.

وظایف مسئول میز گرد:

– تقسیم دستورکارکنفرانس بین گروه ها و درطول هر سه دوره مذاکراتی برسرمیزخود باقی ماندن.

– کمک به شروع مذاکره و تهیه ابزارکاربرای ادامه بحث.

– انتخاب شخصی که کنترل وقت را بعهده داشته و 5 دقیقه مانده به پایان وقت و همینطورزمان اتمام وقت را اعلام دارد.

– جمع بندی و توضیح نتایج میزگرد اول برای میزگردهای دوم و سوم.

اولین دوره مذاکرات ( گروه اصلی متشکل از یک یا چند پروژه):

“یادآوری ها” خاطرات ماجرا در طول روند پروژه

سیل عقاید

زمان را به جلو برده: تصور کنید که یکسال گذشته و پروژه بتازگی بپایان رسیده است، و اینک برای بحث درمورد آنچه دراین یکسال گذشته است درجلسه ای گرد آمده اید. تمام امیدها و نگرانیهای شما اینک به خاطره ای بدل شده است. همه افراد گروه خاطرات دقیقی ازآنچه در طول پروژه اتفاق افتاد ـ چه داخلی یا خارجی ـ بزرگ یا کوچک، منتظره یا غیر منتظره، مثبت یا منفی دارند. هرشرکت کننده ای حداقل 5 “خاطره” را بر کاغذهای جداگانه بنویسد. حداقل 2 مورد ازمطالب نوشته شده باید درمورد اتفاقات پیش بینی نشده در محیط اطراف باشد. قوانین:

1- همه ایده ها قابل احترام هستند ـ حتی ایده های غیرواقعی و نامفهوم

2- در این مرحله نیازی به تفاهم یا احساس مسئولیت درمورد چیزی نیست

3- فکر کنید که دقیقا:

– خاطره مورد نظر شما کجا اتفاق افتاد؟ زمان فعالیت آن چه موقع بوده است؟

– چند نفر و چه کسانی درآن شرکت داشتند؟

– جرئیات دیگری که درذهنتان باقی مانده است؟

4- مطالب را با خط خوانا و درشت بنویسید تا همه بتوانند آن را بخوانند 15 دقیقه

دسته بندی

شرکت کنندگان مطالب را ـ یک به یک ـ مطالعه نموده و کاغذ ها را روی میز پخش می کنند، بطوریکه هیچ کاغذی روی کاغذ دیگر را نپوشاند.

1- طرح و الگویی در نوشته ها می بینید؟ آیا مطلبی تکراری که باید کنار گذاشته شود در بین مطالب وجود دارد؟

2- کاغذهای حاوی مطالب نسبتا مشابه را دریک سمت قراردهید.

3- عناوین مشترک را پیدا کنید.20 دقیقه

 دوره دوم مذاکرات ( گروه مقابل)

 نقشه امکانات ( رجوع به بانک/ مجموعه روشها )

ارزشیابی حوادث و فعالیتها

مسئول میز”خاطرات” تفکیک شده گروه اول را برای گروه جدید تعریف می کند. اینک شرکت کنندگان باید بطور جمعی حوادث و فعالییتها را با توجه به این موارد ارزشیابی نمایند:

– آیا این ایده ها مورد نیازمی باشند؟

– آیامحتمل است که آنها اتفاق بیفتند؟

مسئولیت مسئول میز: سیستم مختصه زیررا برتابلو رسم نموده، شرکت کنندگان را تشویق به اتفاق نظر و نصب یادداشتهایشان درقسمت مناسب برروی نقشه امکانات برتابلو نماید. چگونگی انتخاب قسمت نصب کاغذها:

– چرا باید این کاغذ درست در این نقطه نصب شود؟

– چرا جلوتریا عقب تر فلش نصب نشود؟

– آیا همه گروه درمورد نقطه نصب کاغذ ها با هم اتفاق نظر دارند؟

دوره سوم مذاکرات (اول گروه اصلی، سپس بصورت پروژه )

اولویت ها و پیشنهاد در مورد اقدامات

1- بحث و اولویت ها

– مسئول میز نقشه امکانات را برای شرکت کنندگان اصلی توضیح می دهد. چنانچه شرکت کنندگان معتقد باشند یادداشتی درمحل مناسبی نصب نشده، فلشی از آن نقطه به قسمتی که خودشان معتقد هستند قسمت مناسبی است می کشند.

– بحث: کدامیک ازحوادث یا فعالیتها ـ چه مثبت و چه منفی ـ بیشترین تاثیررا درجهت پیشبرد دموکراسی در جامعه متمدن دارا می باشد؟ برای تشخیص دقیق تراین موضوع می توان از استراتژی دموکراسی زیر استفاده نمود:

1- داخلی، در سطح سازمان با کمک حلقه نجات

2- خارجی، در سطح کشوری/ جهانی: کاری برمبنای قانون و با هدف :

– قدرت بخشیدن به سازمانهای دیگردریک جامعه مدنی

– قدرتمندی انیستیتوهای نسبتا دموکراتیک ( ورودی نظام سیاسی)

– تاثیربرادارات اجرائی دولتی ( خروجی نظام) و بازارکار

– اولویت ها: هرشرکت کننده ای 4 کاغذ یادداشت را با مداد رنگی مشخص کند. 25 دقیقه

2- پیشنهادات

هر سازمانی بر مبنای یادداشت های مربوط به خودش برروی نقشه امکانات آغازبکارمیکند. 2 فقره از اقدامات را انتخاب و برنامه ریزی نموده تا لااقل یکی از آن پروژه ها را درجهت برقراری دموکراسی به پیش برد.

ـ برنامه ریزی تهیه شده را برای معرفی راه کارها آماده و پیشنهادی را نیز درجهت استقرارآن بیان دارید.

استقرار

اقداما ت

عنوان:

توضیح نکته به نکته

عنوان:

 توضیح نکته به نکته 20 دقیقه

معرفی جمعی و بحث

–  نقشه های امکانات را بردیوارو پروژه های اقداماتی را درکنار آنها نصب نمایید.

–  همه شرکت کنندگان دراتاق دورزده و برنامه ریزیها را مطالعه می کنند.  سپس هرشرکت کننده ایی 3 اقدامی را که به آنها علاقه خاصی دارد با “روش مشخصه”  ( رجوع به بانک/ مجموعه روشها ) مشخص می نماید.

– سئولات ـ  و وقت برای مذاکره

خط  صاف ( رجوع به بانک/ مجموعه روشها )

– آیا کنفرانس عامل محرکی برایتان بود؟

– آیا ایده های تازه ایی پیدا کرده اید؟

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در na , جامعه متمدن و دموکراسی, کاربرد

کشورهای قانون مند و کشورهای نسبتا دموکراتیک

هدف

– ازطریق مطالعه تحقیقی به شرکت کنندگان فرصت دهید تا نظراتشان را در مورد اینکه چگونه کشور قانون مندی عملکردهایش را به یک کشور نسبتا دموکراتیک نزدیک کند منعکس نمایند

1- مسابقات جهانی فوتبال بین دانمارک و سوئد

تابستان سال 2007 بود و مسابقات قهرمانی فوتبال اروپا بین کشورهای سوئد و دانمارک برگزار می شد. تیم سوئد بسرعت 3 گل زد، البته تیم دانمارک هم که در خانه خود بازی می کرد بسرعت خود را جمع و جور نموده و در نیمه دوم با زدن 3 گل بازی را مساوی کرد. تیم سرآمد رقیب ـ تا آنجا که در خاطره ها می گنجد ـ بازی بسیار زیبایی را ارائه داد، همچنین جو استادیوم و احساسات بین 42000 تماشگر بازی در اوج خود بود. در دقیقه 89 مسابقه یک بازیکن دانمارکی حریف سوئدی خود را با ضربه ای به شکم او مجروح نمود و بهمین دلیل بازیکن دانمارکی از زمین اخراج شد و شرایط برای یک پنالتی سرنوشت ساز برای تیم سوئد آماده گشت.

درست در همین لحظه یکی از تماشاگران بداخل زمین پریده و قبل از اینکه توسط مامورین انضباطی دستگیر شود داور را مضروب نمود. مسابقه متوقف و داور تیم سوئد را با نتیجه 3 بر 0 برنده مسابقه اعلام کرد.

2- روش کندو ( رجوع به بانک/ مجموعه روش ها)

آیا درست بود که داور مسابقه را متوقف کند؟

3- بحث

– مطالب و استدلال های برآمده درروش کندو را یادداشت کنید

–  آیا بعضی از این استدلال ها ناشی از قوانین انضباطی اتحادیه فوتبال اروپا نمی باشد؟

بند 19 پاراگراف 1 : چنانچه درمسابقه ای امکان ادامه بازی یا به اتمام رساندن آن موجود نباشد، میتوان حق بازی را از انجمن یا کلوب مسئول گرفت (……………)

پاراگراف 2 : در موارد بسیار جدی میتوان بر اساس بند 14، پاراگراف 1 انجمن یا کلوب مسئول را تحریم نمود.

بند 14، پاراگراف 1 : هر تیمی که حق بازی از آنها گرفته شود مسابقه را 0 بر 3 واگذارمیکند(……).

– در همه پرسیهای بعد از مسابقه اکثریت مردم چه در سوئد و چه در دانمارک معتقد بودند که داور درست عملکرده است.  تنها یک مفسراعتقاد داشت که بازی باید ادامه پیدا میکرد که البته این مفسر نامه های الکترونیکی بسیاری از خوانندگان عصبانی دریافت نمود.

جمع بندی چنین همه پرسی چگونه باید تلقی شود؟

4- مرور

– فوتبال بازیی است بر مبنای مقررات ونه بر مبنای دموکراسی. این مقررات رسمی را ـ که دقیقا هم شرایط بازی را مشخص نمیکند ـ می توان در چهار مورد جمع بندی نمود:

1-  بیطرفی داور وکلیه دست اندرکاران محیط اطراف.

2- قوانین از پیش تعیین شده و در طول مسابقه قابل تغییر نمی باشد

3- بازیکنان ودیگر دست اندرکاران نباید مورد ضرب و شتم قرار گیرند

4- امکان اعتراض به تصمیم هیئت داوری وجود دارد

– با توجه به موارد زیرمتوجه نکات مشترک بسیاری بین چنین بازیی ویک کشورهای قانون مند می شویم:

1- اصل مساوات در نظام قضایی قابل اجراست. همه درچشم قانون یکی هستند ( حق تساوی)

2- قانون برعلیه خلاف است و بنفع کسی هم تغییر نمی کند ( امنیت قضایی)

3- خطر حتک حرمت یا خشونت غیرقانونی ازطرف سازمانها وجود ندارد ( امنیت قضایی)

4- تمام کسانی که تحت تعقیب قانونی قرار گیرند حق دریافت کمک قضایی را دارند ( حق دسترسی به قانون)

5- بحث

– آیا معقولانه است که کشوری قانونمند را با یک مسابقه فوتبال مقایسه کنیم، یا اینکه تفاوتها ی آنها بقدری زیاد است که باعث تضعیف نکات مشترکشان می شود؟

– چنانچه نکات مشترک این دومورد بسیار باشد، آیا منطقی است که کشوری قانونمند به کشوری نسبتا دموکراتیک تبدیل شود، در حالیکه حتی یک مسابقه فوتبال قادر به انجام چنین کاری نیست؟

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در na , در سطح ملی, کاربرد

پیشرفت سازمان ها به روش دموکراتیک

گروههای مد نظر

سازمان های خود شرکت کنندگان

 

هدف

1- تشخیص کاستی های دموکراسی درسازمانی که در آن عضوهستید

2- تهیه و پیدا کردن راه کاری برای رفع این کاستی ها

 

یک کنفرانس مذاکراتی ( رجوع به بانک/ مجموعه روشها ) متشکل ازسه میز گرد مذاکراتی مختلف میباشد که هر میزگرد یک گروه 5 تا 6 نفره را شامل می شود. هر میزگرد یک مسئول میز دارد. بعد از هردوره مذاکراتی افراد هر میز گرد بجز مسئول میز جای خود را با گروه های یک میز دیگر تعویض می کنند.

وظایف مسئول میز گرد:

– تقسیم دستورکارکنفرانس بین گروه ها و درطول هرسه دوره مذاکراتی برسر میز خود باقی ماندن.

– کمک به شروع مذاکره و تهیه ابزار کاربرای ادامه بحث.

– انتخاب شخصی که کنترل وقت را بعهده داشته و 5 دقیقه مانده به پایان وقت و همینطورزمان اتمام وقت را اعلام دارد.

– جمع بندی و توضیح نتایج میزگرد اول برای میز گردهای دوم و سوم.

 

اولین دوره مذاکرات ( گروه اصلی)

سنجش های سازمان

ـ شرکت کنندگان هر کدام فرم سنجشی را پر و امتیاز گذاری می کنند. 10 دقیقه

– جمع بندی نتایج دوره ای هرمیز گرد برمبنای این سئولات: چه چیز قابل تغییر می باشد؟ شما مایل به ادامه کار در مورد کدامیک از مراحل روند هستید؟ 15دقیقه

– شرکت کنندگان بطور جمعی لیست دموکراسی را بررسی می کنند. آیا انیستیتوهای رسمی در سازمان وجود دارد که مانع برقراری الگوهای دموکراسی می شود؟ 20  دقیقه

 

دومین دوره مذاکرات ( گروه مخالف)

جمع بندی از امکانات و موانع 30 دقیقه

-مسئول میز جمع بندی نتایج گروه اول را بیان و ضمنا روندی را که گروه قبلی مایل به ادامه کار در آن است را اعلام می دارد.

آنالیز به روش  …….. ( رجوع به بانک/ مجموعه روشها )

1- در این آنالیز مدیریت و اعضای فعال جزو مدار داخلی هر سازمان محسوب می شوند. مابقی اعضا و افراد غیر عضو جزو محیط خارجی بحساب می آیند.

2- حداقل سه عامل در هر چهارچوب جایگرین شود.

 

توانایی های داخلی

 

 

 

 

 

 

ضعف های داخلی

امکانات خارجی

 

 

 

 

 

 

خطرات خارجی

دوره سوم مذاکرات ( گروه اصلی)

تهیه کاربرد ها 30 دقیقه

مسئول میزعوامل موجودی گروه مقابل، که میتواند امکانی برای پیشبرد یا توقف تغییرات باشد را بیان می کند. شرکت کنندگان امکان تکمیل این موجودی را توسط مذاکرات کوتاه مدت دارند. موضوعات مذاکرات: از این عوامل مثبت چگونه می توان استفاده مفید نمود؟ عوامل منفی را چگونه خنثی کنیم؟

شرکت کنندگان مواردی را که مایل به تغییر آن می باشند بشکل یک هدف مشخص فرم داده و آنرا بصورت یک راه کار سه مرحله ای یادداشت می کنند:

هدف

اولین گام:

گام دوم:

گام سوم:

 

بحث و عرضه جمعی

– آنالیز ….. گروه های اصلی را به دیوار نصب نموده و در کنار آنها راه کارها را نصب نمایید.

– همه شرکت کنندگان در اتاق دورزده و آنالیز ها و کاربرد ها را مطالعه کنند.

– هر شرکت کننده ایی موضوعاتی را که به آن علاقه خاصی دارد با روش “مشخصه”  ( رجوع به بانک/ مجموعه روشها ) مشخص نماید.

– سئولات و وقت برای مذاکره

 

خط  صاف ( رجوع به بانک/ مجموعه روشها )

– آیا کنفرانس عامل محرکی برایتان بود؟

– آیا ایده های تازه ایی پیدا کرده اید؟

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در na , درسطح سازمانی و تشکیلاتی, کاربرد

سه بحث اساسی در مورد دموکراسی

روزانه دررابطه با مسائل مختلف تصمیم گیری هایی می شود که در بر گیرنده عموم است.  چه زمانی این تصمیم گیری ها براساس دموکراسی است و مفهوم آن چیست؟

در این بخش به تئوری و الفبای دموکراسی که پاسخگوی این مسائل است می پردازیم. این الگوی سه مرحله ای بسیار جامع است و دربرگیرنده هر نوع سازمانی ازشرکتهای کوچک گرفته تا ارگانهای جهانی مثل سازمان ملل می باشد.

الف – در درجه نخست باید روشن شود چه انتخاب دیگری درمقابل دموکراسی وجود دارد.

ب – بدینگونه شرایط بهتری برای موضع گیری درمورد اصول اساسی دموکراسی و اینکه کجا و چگونه قابل اجرا هستند بدست می آید.

ج – چنانچه روش دموکراتیک برگزیده شود درآنصورت باید راه های برقراری واقعی آن را یافت.

الف. انواع رهبری یا حکومت

چگونه مشکلات و مسائل عمومی قابل حل هستند؟ یا بهتر بگوییم: چه کسانی قدرت حل این مسائل را دارند وچگونه این فرایند قابل اجراست؟

 با مبنا قراردادن این سئوالات در فرمولهای سیاسی می توان دردرجه اول فرق بین راه حلهای صلح آمیز و راه حلهای خشونت آمیز را مشخص نمود. اغلب این مبنا فراموش شده و در نتیجه راه حل دموکراتیک وصلح آمیز درمقابل دیکتاتوری خشونت آمیز قرارمی گیرد. اینگونه مقایسه بدها و خوبها با یکدیگرمی تواند درشرایط بحث انگیز موثر واقع شود ولی چنین مقایسه مطلقی از جهان که آنرا بصورت سفید یا سیاه دید می تواند شیوه گمراه کننده ایی باشد و بنظرخواهد رسید که فقط دو انتخاب کاملا بد و کاملا خوب وجود دارد. با چنین برداشتی مبنا این است که استبداد با روش جایگزینی قدرت و زور بجای رهبریت در چهارچوب قوانین ـ خواه دموکراتیک خواه غیردموکراتیک  ـ همه چیزرا درهم خواهد شکست.1

با توسل به راه حلهای صلح آمیزو بحث و مذاکرات آزاد و یا با توسل به تصمیمات تدوینی از پیش تعیین شده که شامل عموم است می توان مسائل را حل نمود.

 یک تصمیم همگانی که مورد قبول و تایید گروه مشخصی ازمردم باشد خود می تواند به دو طریق اتخاذ شود: یا فقط توسط عده ای معدود یا توسط کل افرادی که تصمیم گیری به آنها مربوط می شود.

نمودار زیر نمایانگر مبحث انواع رهبری یا حکومت می باشد. این نموداریک الگوی ایده ال است که غالبا گزینه های آن با یکدیگر تلفیق می شوند.

نمونه ای ازاین تقسیم بندی که دموکراسی یکی از سه راه حل انتخابی آن بود در2300 سال پیش توسط ارسطو فیلسوف یونانی عرضه شده. یکی دیگر از نقاط برجسته و قابل توجه دراین نمودار تقریبا بیطرفانه، اصل همبستگی است که بنیان تصمیم گیری دموکراتیک است.

.تصمیم گیری دموکراتیک باید در چهارچوب یک گروه مشخص باشد. یعنی بدون همکاری و همبستگی گروهی دموکراسی وجود نخواهد داشت. در چنین نموداری چنانچه افرادی را که تصمیم گیری به آنها مربوط می باشد،مردم بنامیم و تصمیم گیرندگان را شهروند، فرمول زیربه عنوان مشخصه دموکراسی شکل می گیرد.

. همه کسانی که مردم هستند شهروندند و هیچ شهروندی جدا از مردم نمی باشد.

رهبری نخبگان/ رهبری اقلیت/ کفالتی

در نظام رهبری ازنوع نخبگان نیزتصمیم گیری جمعی است ولی همه افراد ذینفع نمی توانند مستقیم یا غیرمستقیم درتصمیم گیری ها شرکت داشته باشند. برای مثال100 سال پیش زمانیکه مبارزات دموکراسی خواهانه درکشورسوئد دراوج خود بود حکومت دیکتاتوری حکمفرما نبود. بلکه سوئد کشورقانونمندی بود درمحدوده یک رهبری اقلیت و تاثیر گرفته ازاختلافات طبقاتی که طرفداران دموکراسی خواهان برانداختن آن ازطریق حق رای عمومی بودند.

در بسیاری موارد رهبری کفالتی مناسب ترین نوع رهبری بنظرمی آید. برای مثال درچنین رهبری اقتدارو حق تصمیم گیری والدین درتربیت فرزندان خود بندرت زیر سئوال می رود. یا در محیط های آموزشی و مدارس این معلمین هستند که با صلاحدید خود روند تحصیل دانش آموزان را به پیش می برند. در ادارات و شرکت ها بطورمعمول این مسئولیت ها به عهده روسایی که صلاحیت ها و توانائی های خاص دارند می باشد.

هرج و مرج 2

سیاست های بین المللی نمونه بارزیک سیستم آنارشیستی می باشند که برنظام تصمیم گیری همگانی و اشتراکی استوار نمی باشند. کشورها با یکدیگر مبادله آزادانه دارند، دراین راه گاهی به نتیجه می رسند و گاه خیر و تا زمانی که منافع هر دو طرف یا طرف زورمندترایجاب کند به تصمیم گیری های مشترک وفادار می باشند.

بازار تجارت و بازرگانی نمونه دیگری ازاین ادعا می باشد. در اینجا تهیه کننده و مصرف کننده در مورد خرید و فروش کالا بطورآزادانه با یکدیگر مذاکره می کنند و نتیجه و تصمیم نهایی بستگی به قدرت و توان مالی طرفین دارد.

در سالهای اخیر این نمونه بی قانونی وآنارشیستی به ضررروشهای دموکراتیک در جامعه گسترش پیدا نموده است و دربعضی قسمتها راه حلهای تجاری جدیدی را دردنیا جایگزین راه حلهای مشترک و مورد توافق همگان نموده است . درعین حال بسیاری از کشورها از یک جامعه اقلیتی بطرف یک جامعه با رهبری دموکراتیک  گام برداشته اند. هردوی این تغییرات غالبا نیازمند ارگانهای رشد دهنده بین المللی می باشد زیرا آنها باید به کشورهای فقیر در پاکسازی بدهی آنها و پرداخت وام هایشان کمک نمایند.

 دموکراسی راه حل میانه

 نمونه های رهبری اقلیت و رهبری کفالتی مشروعیت خویش را ازطریق شایستگی ها و توانائیهای رهبران خود کسب می کند درحالیکه نظام آنارشیستی آزادی عمل فردی را در صدرهر مسئله ای قرارمی دهد.  دموکراسی راه میانه ای است ـ اغلب بسیار مشکل و پر دردسرـ که مبنایش برتقسیم قدرت استواراست و اینکه همه باید به تصمیماتی که خود دراتخاذ آن شریک بوده اند احترام بگذارند.

هیچیک ازاین سه نوع نظام رهبری بطورکامل و درواقعیت وجود خارجی ندارد.

براستی چگونه و کجا می شود مرزبین آرا عموم یا تصمیم گیری توسط افرادی معدود را مشخص کرد ؟

این سئوالی است که درنظام های بزرگ سیاسی ازجانب نمایندگان منتخب مردم مطرح می شود. و دربهترین شرایط نمایندگان منتخب مردم با درنظرگرفتن منافع اکثریت رای دهندگان، تصمیم گیری های نهایی را انجام می دهند، لااقل جامعه دموکراتیک غرب برداشتش اینگونه می باشد.

ولی حتی درحکومتهایی که یک گروه اقلیت انحصارقدرت را دردست ندارند هم همیشه همه افراد دراتخاذ تصمیم سهیم نمی باشند. با در نظر گرفتن الگوی الفبای دموکراسی، حکومت نمایندگان جایی بین خان سالاری و دموکراسی قرار می گیرد.

ب.قواعد کلی و شرایط دموکراسی

ما به نظام هایی اشاره نمودیم که شایستگی ها و توانائیهای فردی می توانند مشروعیت رهبری اقلیتی آنرا تعیین نمایند. هم چنین دررابطه با نظام های آنارشیستی که درآن منافع شخصی بر منافع عموم ارجحیت دارد نمونه ای مطرح شد. بنابراین چه زمانی برای برقراری یک حکومت دموکراتیک مناسب است: قواعد و شرایط آن چیست؟

1-  همکاری و اشتراک منافع

دروهله اول باید اشتراک منافع وجود داشته باشد، بدین مفهوم که مردم برسرتصمیم گیری برای مسائل مشترک خود با یکدیگر متحد شوند. مردم باید حتی المقدوربه یکدیگر اعتماد نموده و خود را شریک منافع جمع دانسته و نهایتا ملزم به احترام و رعایت مقررات مصوبه باشند. در اینصورت نیاز به یک هویت “مشترک” می باشد تا افراد خود را بخشی از آن دانسته و متعاقبا امکان بی نظمی و هرج و مرج از بین برود.

2-  توجه یکسان

چنانچه بخواهیم یک حکومت دموکراتیک درعوض رهبری اقلیت داشته باشیم باید دو قاعده کلی دیگراز دموکراسی را دراولویت قرار دهیم.  قاعده اول اصل ارزش یکسان انسانهاست که خود زیربنای برابری و مساوات است و درآن: خواسته های همه افراد دارای ارزش برابراست.

 پذیرفتن و جدی تلقی کردن قاعده نخست به مفهوم تقسیم قدرت نیز می باشد: دراینصورت می توان ادعا کرد که امکان مطرح کردن خواسته های همه افراد بطوریکسان فراهم است. هرگونه برتری، صرف نظراز پایه و اساس آن مانند جنسیت، سن، دارائی، تحصیلات، تعلقات طبقاتی، نژاد و غیره برخلاف اصل مساوات و برابری می باشد. به این ترتیب برای مثال جنبش دفاع ازحقوق مساوی برای بانوان خود به بحثی درحیطه دموکراسی تبدیل می شود.

 3- استقلال

در درجه دوم باید افراد آمادگی پذیرش اصل دیگری ـ که آن هم مربوط به قدرت است ـ را نیز داشته باشند و آن اینکه مشخص شود چه کسی مرجع تشخیص منافع و نیازهای مردم است.  پاسخ دموکراتیک این سئوال یک چیز است: خود مردم. این کاملا مشخص است که  افراد بالغ جامعه قدرت تشخیص خواسته های خود را دارند ـ خواه این خواسته ها شخصی باشد و یا عمومی.

 در اینجا باید متذکر شد که فقط دفاع از برابری و مساوات کافی نیست، بلکه هر فرد شخصا باید درقبال این اصل موضع گیری نموده وقضاوت نماید. چنانچه اصل استقلال فکری رعایت نشود این امکان به مسئولین داده می شود تا خود را روشنفکرتر واز حیث اخلاقی خود را توانا تر فرض نموده و اقتدار خویش را بر دیگران تحمیل نمایند.

ج. حلقه نجات وشرایط لازم برای روند دموکراسی

حلقه نجات

از زمانی که انسانها به مسائل و منافع مشترک خود پی برده تا زمانی که  به نتیجه گیری و تصمیم گیری نهایی دست یابند می تواند زمان طولانی سپری شود. ولی این زمان چه یک ساعت باشد و چه یک سال روند آن به چهارمرحله قابل تقسیم است. این  تقسیم  بندی عبارت است از: سئولات مربوط به اعضا، دستور جلسه، شرکت و حضورو در نهایت تصمیم گیری.

پاره ای از تشکل ها کمابیش دائمی هستند و بنابراین تصمیم گیری هایشان نیز مداوم است. در اینگونه  تشکل ها روند تصمیم گیری مانند یک جریان دوره ای است که آن را درنمودارحلقه ای زیرمی توان مشاهده کرد. نقطه شروع در این نمودارسمت چپ بطرف  پایین می باشد.

در دو مرحله اول، یعنی اعضا و دستور جلسه، اساس یک تشکل پی ریزی می شود. یعنی مشخص می شود چه کسانی اعضا را تشکیل می دهند وخواسته های مشترک و توانایی هایشان چیست. سپس مرحله گفتگو و مذاکره آغازمی گردد که طی آن چگونگی عملکرد را برای رسیدن به هدف مشخص می کند. مرحله آخر زمان نتیجه گیری است و اینکه چگونه  تصمیم نهایی اتخاذ شود.

ملاک ها ومعیارهای دموکراسی

با بکارگیری اصول اولیه دموکراسی که درمراحل مختلف ذکرشد می توان به چهار اصل  مشخص دیگردرزمینه دموکراسی اشاره نمود:

1- به رسمیت شناختن اعضا- یعنی اینکه همه افراد شهروندان صالح محسوب شده وحق شرکت درتصمیم گیری ها را دارند. هیچ کس نباید از این حق محروم بماند و بهمین دلیل باید توجه بسیاری برعدم تبعیض و آزارمبذول داشت.

2- کنترل دستور جلسه توسط اعضا – اعضا باید خود درمورد طرح مواد و موضوعات مختلف و اولویت آنها تصمیم گیرند. دستور جلسه نباید توسط افراد غیرعضو تنظیم شود.

3- شرکت و حضورفعال- درزمان مذاکرات باید همه اعضا امکان ارائه پیشنهادات و نظرات خود را داشته باشند و نظراتشان شنیده شود.

4- حق رای یکسان – درزمان تصمیم گیری نهایی باید حق رای یکسان وجود داشته باشد و فقط نقطه نظراعضا مد نظر باشد ولاغیر.

برای اینکه روند تصمیم گیری کاملا دموکراتیک باشد نیازبه یک شرط لازم دیگر نیز می باشد که دربرگیرندههمه مراحل روندهاست.

5- درک روشن – اعضا باید همه یکسان و بطور کامل امکان دریافت اطلاعات و درک واقعی از خواسته ها و علایق خویش را داشته باشند. نتیجه این مبحث نمودار زیر می باشد:

اگر اتحادیه و تشکلی زمانی طولانی فعال بوده باشد اکثرا آن مراحل اولیه پی ریزی های تشکل را سپری نموده است. بنابراین توجه آنها بیشتربه زمان حال و شرکت فعال اعضا و تصمیم گیری ها متمرکزمی باشد. اما چنانچه کمبودی دراین مراحل احساس شود باید علل آن را در مراحل ابتدایی جویا شد.

اغلب درچنین مواردی ثابت می شود که شرایط  نسبت به زمان تاسیس و بنیان یک اتحادیه  تغییر کرده است. مثلا اعضا جدید با خواسته های متفاوت وارد اتحادیه شده و یا شرایط جهانی تغییریافته و مسائل و خواسته های تازه ای که نیاز به توجه بیشتری دارند جایگزین  خواسته های گذشته شده است. بنابراین زمان آن رسیده تا درروندهای تصمیم گیری و بازسازی قراردادهای دموکراسی خواهانه تجدید نظر شود.

 درروند دموکراسی سازی، خواه دریک محل کارکوچک یا یک انجمن ورزشی و خواه یک کشوربزرگ باید همواره این پنج پیش شرط و یا معیاردرنظر گرفته شود: به رسمیت شناختن کلیه اعضا، کنترل دستور جلسه توسط اعضا، شرکت و حضورفعال، حق رای یکسان و درک و فهم روشن.

هیچ اتحادیه و تشکلی دردنیا وجود ندارد که بطورکامل این شرایط ومعیارها را رعایت کند. برای مثال نمونه های بارزتبعیض و آزار واذیت دراکثرسازمان ها یافت می شود. همچنانکه کلمه( دموکراسی) برای چنین سازمان هایی ارزش واقعی خود را ندارد.

بهمین دلیل باید از قواعد و معیارهای دموکراسی بعنوان وسیله سنجش واقعیت ها و عملکردها استفاده نمود. این قواعد ابزاری هستند که به وسیله آنها می توان کمبودها را در یک تشکل یا سازمان مشخص نمود و راه حلهای آن را جویا شد.

دموکراسی کامل ایده الی است که برای گام نهادن در مسیر آن باید هدف مشخص داشت.

1- محققین مسائل صلح و جنگ در حال بررسی این امرهستند تا دریابند تحت چه شرایطی یک نظام سیاسی مجبوربه استفاده ازخشونت می شود. رجوع شود به کتاب آدام پرزورسکی(دموکراسی نتیجه ای از تضاد)،در ایده هایی در مورد دموکراسی بشر

 در آنجا شروط لازم برای گذار صلح آمیزمورد بحث قرارمی گیرد. این مقاله بعدها الهام بخش یک سری تحقیقات آزمایشی شد.

2- دراین کتاب با استفاده اززبان متداول، نظامی را که فاقد قواعد ومقررات اشتراکی و همه شمول می باشد را یک نظام آنارشیستی وهرج و مرج طلب می نامیم. این لغت را نباید با واژه های آنارشیسم که اشاره به مکتب یک نوع حکومت دارد و آنارشیست که شخص وابسته و طرفدار چنین مکتبی است یکی دانست.

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در na , الفبای دموکراسی, زمینه

پل و پر و گزینه ها

هدف

– به تصویر کشیدن تفاوت های بین تصمیمات قاطع جمعی و قراردادهای آزادانه بتوسط یک داستان تخیلی.

– توضیح انتخاب یک راه حل دموکراتیک و راه کارهای مقتدرانه یا هرج و مرج طلبانه و اینکه چگونه در بعضی مواقع این راه حلها دسترس تر از راه حل دموکراتیک می باشند.

1- داستان پر و پل

روزی روزگاری سه پسر بچه بیرون خانه مشغول شیطنت و بازی بودند. آنها در حین بازی بسته شکلاتی پیدا کردند.

– پر گفت، دستش نرنید این مال منه.

– پل گفت، نه اینطور نیست. تو که فقط به تنهایی آنرا ندیدی!

– پرگفت، ولی من اولین نفری بودم که گفتم کسی به آن دست نزنه.

– این عادلانه نیست! تو نمی تونی به تنهایی در این مورد تصمیم بگیری!

– پر گفت، شکلات مال منه و بعد هم پل را هل داد.

 اگر مرد رهگذر مسنی که از آنجا عبور می کرد بین آنها را نگرفته بود حالا دیگر دعوا حسابی جدی شده بود. مرد رهگذر در گوشه ای ایستاده بود و همه چیز را شنیده بود، بهمین دلیل گفت:

پسرا، پسرا! شما نباید دعوا کنید. خشونت فقط خشونت ببار می آورد.

– پرگفت، ولی شکلات مال منه،  من اول گفتم کسی به آن دست نزنه!

– پل گفت،  بله، ولی این حساب نیست. تو خودتم خوب میدونی که ما باید آنرا بطورمساوی نصف کنیم.

در این موقع مرد رهگذرجریان را در دست گرفت و به پر و پل گفت:

بچه ها! شما باید مشکلاتتان را از راه مذاکره حل کنید. شما باید سازش کردن را یاد بگیرید!

پر و پل متعجب مانده بودند. مرد رهگذر گفت: بله در یک سازش هر دو طرف کمی از موضع خود عقب نشینی میکنند و در وسط راه با هم کنار می آیند. ولی پسرها فقط به او خیره شدند.

مرد گفت: خب حالا با هم سازش کنید! با هم کنار بیاید دیگه! ولی مطلقا هیچ اتفاقی نمی افتاد.

مرد رهگذر گفت: وای خدایا! خب یک نفر شما کل شکلات را می خواهد و دیگری نصف آنرا، شما هم می دانید که این امکان ندارد. پس بنابراین باید با هم سازش کنید. سپس به پر گفت با پل کنار بیا و یک چهارم شکلات را به او بده واز این پس هم با هم آشتی باشید!

خب بعد چه شد – بله این سئوال بجایی است.

2- بحث آزاد

چه چیز این داستان نا خوشایند است؟ یکی دو دقیقه وقت جهت بحث آزاد در اختیار شرکت کنندگان قرار داده تا نظراتشان را در مورد مسائل نامفهوم داستان اظهار نمایند.( رجوع به بانک/ مجموعه روش ها).

نظرات را بر تابلو نوشته و توجه  نمایید که آیا این نظرات وجه مشترکی با مواردی که در مبحث بعد عنوان می شود دارند.

3- مباحثه

در موارد زیر با شرکت کنندگان مباحثه نمایید. این مبحث را با کمک بخش انتخابات رهبری تشریح کنید ( رجوع به الفبای دموکراسی ).

– مرد رهگذرحرفش و عملش یکی نمی باشد زیرا او پیشنهاد سازش می دهد ولی خودش راه حل را دیکته می کند. او بمانند کفیل پسرها عمل نموده و آنها را وادارمی کند به قبول یک تصمیم قاطع از پیش تعیین شده که او خودش به تنهایی گرفته : ( پر با پل کنار بیا و یک چهارم شکلات را به او بده واز این پس هم با هم آشتی باشید!) راه حل او بر اساس خواسته اولیه پسرهاست، یعنی پر که همه شکلات را می خواست و پل که نصف آنرا.

– پر روی اصل، هرکس چیزی را اول دید مال اوست، تاکید دارد. او شکلات را یک مسئله عمومی که در مورد آن بخواهد با کسی سازش کند نمی بیند، بلکه مایل است خواسته خودرا با زور به پیش ببرد.

– در مقابل پل معتقد است که وجود شکلات یک مسئله عمومی است. بهمین دلیل اظهار می دارد ( که  تو نمی تونی به تنهایی در اینمورد تصمیم بگیری). پل تاکید بر یک روش عادلانه دارد:( تو خودتم خوب میدونی که ما باید آنرا بطور مساوی نصف کنیم)، اگرچه او هم در نهایت حاضر به مبارزه و زد و خورد در این مورد می باشد.

– ولی وضع پسر سومی که در ابتدای داستان از او نام برده شد چه می شود؟ احتمالا او خودش را عضوی از این ماجرا حس نمی کند و خودش را در این مسئله شریک نمی داند.

مرور بر این چهار نکته سئوالات بسیاری را در ذهن بیدار می کند. برای طولانی نشدن بحث و اینکه رشته کلام از دست گروه خارج نشود، روش یخچال را معرفی نمایید( رجوع به بانک/ مجموعه روش ها).

4- بحث

راه کارهای دموکراتیک نیاز به:

– یک تشکل دارد که در آن بعضی موارد مسائل عمومی محسوب شوند، ولو اینکه افراد در مورد راه حل آنها برداشت های متفاوتی داشته باشند.

– اعضا باید حاضر به اجرای قوانین مساوات و استقلال فردی برای خودشان باشند.

– علیرغم اعتقاد یا عدم اعتقاد به تصمیم جمعی باید آن را اجرا نمایند.

آیا اصولا هیچ راه حل صلح آمیز دموکراتیکی برای داستان مورد نظر وجود دارد؟

نظریات

این داستان می تواند مثالی برای مسائل واقعی و عمومی تری باشد. برای مثال جای پر و پل را با صرب ها و بوسنی ها و جای مرد رهگذر را با ناتو عوض کنید. حالا یک مسئله واقعی با مشکل مشابه ای را در پیش روی دارید. در سال 1994 قرار داد دایتون به همینگونه بر نیرو های پیشتاز در یوگوسلاوی سابق تحمیل شد، با این تفاوت که رهگذر آن واقعه (ناتو) فقط صلح و آشتی طرفین را طلب ننمود بلکه خواهان برقراری یک رهبری دموکراتیک برای همه اقلیت های گروهی در بوسنی شد.

 شرکت کنندگان را تشویق به یافتن موارد مشابه نمایید.

رجوع به بخش کاربردی – مرکزیت دستور جلسه – برای مشاهده برداشتی دیگر از داستان پر و پل.

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در الفبای دموکراسی, کاربرد

پیوستگی و اتحاد

هدف

به شرکت کنندگان امکان دهید تا:

– قواعد اساسی و شرایط دموکراسی را در مورد خود به اجرا گذارند.

– در مورد مفهوم تشکیلات و اتحادیه تفکر و اندیشه نمایند.

– با مذاکره به روش صندلی داغ ( رجوع به بانک/ مجموعه روش ها) تنش های بین الگوی مساوات و اصل استقلال فکری را حس نمایند.

1- مراحل گشایش در آغاز یک روند دموکراسی

شرکت کنندگان را دایره وار نشانده و از آنها بخواهید درمورد آخرین باری که بدینصورت دورهم نشسته و فوائد این نشست ها فکر کنند. سپس این چنین ادامه دهید:

“این تصویری از یک تشکیلات دموکراتیک است” که در آن همه در یک سطح قرار دارید. همه توجه تان به امیال و خواسته های درونی خود می باشد و نسبت به محیط اطراف خویش بی توجه هستید بطوریکه اگر شخص تازه واردی داخل شود از جا می پرید. آیا واقعا این تشکیلات با چنین شرایطی دموکراتیک است؟”

اجازه دهید شرکت کنندگان برداشت های خود رابیان نمایند. سپس به بحث در موردایجاد امکانات برای برقراری دموکراسی در تشکیلات موجود بپردازید. برای چنین کاری باید اول پاسخ این دو مورد را یافت:

– ما که هستیم؟ ایا اشتراک نظری داریم؟ علت بودن ما و نبودن دیگران در این مکان چیست؟ آیا هر شخص دیگری هم بدون قید و شرط می توانست عضو شود؟

– چه صلاحیت ها و توانائی هایی داریم؟ آیا موضوع خاصی وجود دارد که بخواهیم در دستور جلسه مطرح کنیم یا موردی که ما قادربه انجام آن باشیم؟

نمایش معرف های اساسی دموکراسی:

2- دیگر مراحل روند دموکراسی

آنچه را که دراولین مرحله مطرح شده جمع بندی نموده، حلقه نجات را بر تابلو ترسیم کرده و لغات عضویت ودستور جلسه را در مراحل 1 و 2 بنویسید. مراحل سنجش و تصمیم گیری را بطور خلاصه توضیح داده و لغات شرکت و تصمیم را در مراحل 3 و 4 بنویسید. لغت درک روشن مطلب که در تمام مراحل روند مورد نیاز می باشد را دروسط حلقه نجات بنویسید.

3- فرهنگ تشکیلاتی

بحثی را با روش صندلی داغ ( رجوع به بانک/ مجموعه روش ها) آغاز و در آن فرهنگ دموکراسی مجمع حاضر که شرکت کنندگان آنرا تشکیل داده اند بررسی کنید. شرکت کنندگان را تشویق نمایید که بجای بحث موضع گیری شخصی خود را از طریق نشستن یا ایستادن مشخص نمایند. در شرایط مناسب به الگوهای مساوات واصل استقلال اشاره کنید. از شرکت کنندگان بخواهید موضع خود را درموارد 6 و 7 مطالب زیر مشخص نموده، ضمنا موارد 1 و11 را همیشه در لیست بگنجانید.

1- هر گروهی نیاز به مسئول دارد.

2- در زمان تصمیم گیری باید منافع عموم را در نظر داشت.

3- انسانها خود در مورد زندگیشان تصمیم گیرنده هستند.

4- سهمیه بندی بهترین راه پیشبرد برابری است.

5- افراد جوان بهتر است به گفته های افراد مسن گوش فرا دهند.

6- من خواهان قدرت هستم.

7- در سازمان ها تصمیم گیرندگان افراد برگزیده ای را تشکیل می دهند.

8- چنانچه خانمی مایل به استفاده از حجاب می باشد، این مورد مسئله ای کاملا شخصی است.

9- انسانها در مجموع تصمیمات عاقلانه ایی اتخاذ می کنند.

10- براساس یک قاعده کلی جنسی مردها اختناق وزور را بر زنان اعمال می کنند.

11- پس از تصویب یک تصمیم، علیرغم عدم موافقت با آن باید به آن احترام گذاشت.

نظرات

– اظهار نظرات می توانند احساسات عمیقی را برانگیزند.

– الگوی مساوات و اصل استقلال  فکری اغلب بحث را به دو جهت مختلف می کشاند. توجه کنید که  آیا شرکت کنندگان گرایش به موضع گیری” میانی” دارند و در عین حال مایل به نشستین و ایستادن همزمان می باشند.

– بحث هایی با روش صندلی داغ اغلب بیانی برای ارزشهای اساسی دموکراتیک می باشد که در آن موضع گیری های شخصی تشویق شده ولی در عین حال به موضع گیری های عمومی نیز با دیده احترام برخورد می شود.

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در na , الفبای دموکراسی, کاربرد

تریبون دموکراسی

هدف

اجازه دهید شرکت کنندگان:

– خود را برای داشتن یک تریبون جمعی دموکراسی آماده سازند

– تریبون خود را با معیارهای الفبای دموکراسی مقایسه نمایند

– میزان برقرای دموکراسی را درروند تصمیم گیری های خود اندازه گیری نمایند

1- سنجش و اندازه گیری در مجمع کاری

شرکت کنندگان را به گروههای کاری 4 تا 5 نفره تقسیم کنید. سه کاغذ بزرگ به هر یک از گروه ها بدهید. در صورت امکان برای هر گروه کاغذ رنگی خاصی را با این دستور کار در نظر بگیرید:

“چه امکاناتی مورد نیاز است تا مجمع شما بتواند تصمیم گیریهایش را برمبنای دموکراسی انجام دهد؟ هر گروه حداقل 2 تا3 اصل را ارائه نموده و هراصل را برکاغذی جدا با خط خوانا مرقوم نماید.”

در مدتی که گروه مشغول کار است مسئول گروه حلقه  نجات را برکاغذ بزرگی رسم و آنرا به دیوار نصب نماید. توجه شود که محل کافی برای نصب پاسخ گروها در مورد قوانین دموکراسی در اطراف حلقه نجات وجود داشته باشد.

2- جمع آوری و زمینه

 مسئول گروه درباره بخش های مختلف روند تصمیم گیری از طریق روش حلقه نجات توضیح می دهد.

3- گزارش گروه کاری در مورد تریبون دموکراسی

هر گروهی یک نماینده از بین گروه خود برگزیده تا او یادداشتهای گروه خود را در باره قوانین دموکراسی درمحل مناسبی در اطراف حلقه نجات نصب نماید.

– گاهی برای بعضی از اصول بسختی می توان جای مناسبی پیدا کرد. شاید بدلیل اینکه این اصول گویای ارزشهای اساسی می باشند؟ یا اینکه آنها بیشتر لازمه تشخیص درک مطلب می باشند؟ در چنین حالتی باید آنها را در مرکز حلقه قرار داد.

– آیا مرحله ای دراین روند موجود است که هیچ اصلی را دربرنگیرد؟

4- مرور بر معیارهای دموکراسی

مسئول گروه از پیش پلاکارتهایی در مورد معیارهای دموکراسی تهیه و آماده کند. این پلاکارتها را در کنار مراحل منظوره در روند تصمیم گیری قرار داده و بطور خلاصه درباره آنها توضیحاتی دهد. اکنون تریبون دموکراسی که مجمع های کاری تهیه کرده اند را با معیارهای دموکراسی مقایسه نمایید. معمولا یادداشت ها و واژه های لغوی آنها با معیارهای دموکراسی کاملا سازگار و موافق است.

5- ارزشیابی: روند تصمیم گیری مجامع کاری و معیارهای دموکراسی

هر مجمعی اصول خود را بطور جمعی تصویب نموده و هم اکنون روند تصمیم گیری این اصول با  معیارهای دموکراسی ارزشیابی خواهد شد:

– تعدادی ورقه ارزشیابی به هر گروه داده تا هر کدام نظرات خود را مطرح نمایند.

– اعضای گروها با کمک یکدیگر بررسی نمایند که آیا هیچ یک از مجامع کاری، کنترلی در مورد دستور جلسه ( که بوسیله مسئول گروه انجام گرفته) داشته است؟ آیا هیچ مجمع کاری بطور گروهی در زمان  تصمیم گیری تاثیر گذار بوده است؟ جنانچه همه پرسی انجام نگرفته باشد چگونه می شود پاسخ این سوال را یافت؟

6- خط پایانی

خط مستقیمی ترسیم کنید و ازشرکت کنندگان بخواهید  درباره موارد زیر موضع گیری نمایند ( رجوع به بانک/ مجموعه روشها ):

– متوجه شرایط مورد نیاز درروند تصمیم گیری از طریق دموکراسی هستم

– شرکتم در روند موثر بوده است

– شرکت دراین روند برایم جالب بود

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در na , الفبای دموکراسی, کاربرد

واحد سنجش دموکراسی

Test your organisation with the DEMOMETER

You will be asked to take a stand on 10 propositions regarding your organization.

When all questions are answered you will get a compilation of your answers.

demometer 1 motometer 1
Organisation Meetings
Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در واحد اندازه گیری دموکراسی

اندازه سازمان واحد

Get Adobe Flash player

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در ‏سازمان‌دهی‏

اندازه گیری جلسات واحد

Get Adobe Flash player

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در جلسه، نشست‏

حقوق انسانی و سازمان ملل

دراین بخش نظری می کنیم به:

– نظری اجمالی به حقوق انسانی و خطراتی که یک جنگ غیرمنطقی علیه تروریسم آنرا تهدید می کند

– مشخص نمودن نقش سازمان ملل دریک سیستم کارآمد درمورد حقوق بشر

– عنوان نمودن نقش کاربردی الگوهای دموکراسی درروند تقویت نظامهای حقوقی کنونی

حقوق انسانی وجنگ علیه تروریسم

 حقوق انسانی ـ همانگونه که درزیرمشاهده می کنید ـ درسالهای اخیربشدت ازطریق عملیات تروریستی قابل ملاحظه و پیامدهای آن مورد فشارو تجاوزقرارگرفته است.

فقط چند هفته پس ازحمله به برجهای دوقلوی آمریکا و پنتاگون درروز11 سپتامبر2001، آمریکا موفق شد تائیدیه سازمان ملل را برای یک جنگ نا محدود علیه تروریسم دریافت نماید. نیروهای ائتلافی با آمریکا بسرعت اهداف خودرا به پیش برده وموجب سقوط رژیم طالبان که پناهگاهی درشبکه القاعده درافغانستان یافته بود شدند.

بهتربود که درعوض این اقدام، یک اقدام پلیسی درسطح بین المللی انجام می گرفت. زیرا تروریسم پایگاه محدود ومنطقه ای ندارد، ومتجاوزین رژیمهای برسمیت شناخته شده ای نیستند. تروریستها غالبا بطورناشناس و فراسوی مرزها عمل نموده واین عملیات بگونه ای است که مردم عادی بطورغیرقابل پیش بینی دستخوش حملات آنها قرارمی گیرند. امید این گروهها ازانجام چنین عملیاتی ایجاد رعب و وحشت وایجاد ظن نسبت به مقامات دولتی و عدم کفایت مسئولین برای برقراری نظم واجرای قانون می باشد. اگرچنین اقدام پلیسی صورت می گرفت درآنصورت دستگیرشدگان به عنوان اشخاص خلاف کارتلقی شده ودر عمل با قوانین حقوق بشری سازمان ملل با آنها برخورد می شد.

آمریکا با تصویب و تائید سازمان ملل اعلام جنگ نمود. درعین حال به بهانه اینکه طالبان ها وهم پیمانان آنها “متخاصمین غیرقانونی” میباشند، حقوق انسانی را که درزمان جنگ باید به آن توجه کرد ازیرپا گذاشت. سازمان ملل درعمل مجبوربه پذیرش این امرشد که در شرایط اضطراری جهانی قوانین جنگ یا صلح قابل اجرا نمی باشند.

چند سال بعد یعنی درسال 2003 نیروهای نظامی آمریکا علیرغم تلاشهای پی درپی جرج بوش رئیس جمهوروقت آمریکا به منظورجلب حمایت مجدد شورای امنیت سازمان ملل، حملات نظامی خود راعلیه کشورعراق آغازنمود. حملات نظامی برخلاف منشورسازمان ملل و بالطبع حقوق بشر آن، بهرحال آغازو طی آن صدام حسین دیکتاتورکشورعراق سرنگون شد. ولی بوش صلحی به ارمغان نیاورد: زیرا چهارسال پس ازآغاز جنگ نیروهای آمریکایی کماکان درکشورعراق باقی بوده ودرگیرجنگهای داخلی شدند که طی آن گروههای سنی و شیعه با عملیات انتحاری مداوم خود دروحله اول مردم عادی وغیرنظامی را مورد حمله قرارمی دادند.

توجه داشته باشید که آمریکا درهردو مورد فوق سعی درمتقاعد ساختن سازمان ملل بر تحریم دخالتها نمود. آمریکا بدنبال آن بود که پیشاپیش ازسازمان ملل حق آغازجنگ را دریافت نماید. ولی زمانیکه درمورد مسئله عراق موفق به جلب حمایت سازمان ملل نشد، اقتدارسازمان ملل را نادیده گرفته و خود به تنهایی وارد عمل شد. این اقدام غیراصولی آمریکا بازتاب موضع غیرمنطقی این کشوردررابطه با حقوق بشرو حقوق انسانها می باشد.

درجهان معدود کشورهایی را میتوان یافت که سیاستهای داخلی آنها مانند سیاست داخلی آمریکا براساس حقوق شهروندی بنا شده باشد. حق مالکیت خصوصی ستون اصلی حقوق شهروندی بوده و همچنین مسائل سیاسی غالبا بعنوان نزاعهای حقوقی دردادگاه ها مطرح می گردند. آمریکا درعین حال درسیاست های خارجی خود ازآن گروه فعالان حقوق بشر حمایت می کند که به منظورگذاربسوی حکومتهای نسبتا دموکراتیک درکشورهای خود فعال می باشند. ولی آمریکا این حقوق شهروندی را درزمره مسائل داخلی کشورها تلقی نموده ومایل به پذیرش یک نظام جهانی که حاکمیت کشورآمریکا را محدود نماید نمی باشد.

متعاقبا آمریکا درسطح جهانی این اصل که هیچکس برقانون برتری ندارد را زیرپا می نهد، زیرا این کشورهیچ قانون ملزم کننده ای درسطح جهانی را برسمیت نمی شناسد.

چنانچه این موضع گیری درسطح جهانی رایج گردد، قوانین حقوق بشری گزاف گویی بوده و تروریسم بین المللی به هدف خود که اختلال درامنیت حقوقی وانسانی درسراسرجهان می باشد نائل آمده است.

یک سیستم قابل اجرا برای حقوق بشر

قوانین حقوق بشربرمبنای همکاری تمام عیارسه عامل اجرائی بنا می شود که عبارتند از: سازمان های جهانی، کشورهای عضو سازمان ملل و افراد ویژه.

چنانجه این عوامل نقش خویش را دراین همکاری نپذیرند، حقوق بشرجنبه شعاری پیدا نموده و مفهوم انسان دوستانه خود را ازدست می دهد. به منظورروشن سازی این استدلال می توان به موارد زیراشاره نمود: حق و حقوق فردی مجموعه انتظارات ویژه ای است که شخصی ازشخص دیگردارد. این حقوق فردی تنها محتوای فکری یا احساسی ندارند بلکه مبنای یک الگوی اجتماعی می باشند، مانند والدین که ( الگو دهنده) و فرزندان که ( الگو گیرنده) می باشند.

وقتی بحث از حقوق می شود این الگوی اجتماعی سه عامل را دربرمی گیرد:(1) الگو دهنده، (2)الگو گیرنده که موظف می باشد، (3) دارنده حق که این حقوق درموردش باید اجرا شود.1

ساختاریک سیستم قابل اجرا برای حقوق بشرمی تواند بشکل زیر نشان داده شود:

دولتهایی که بیانیه حقوق بشررا صحه نهاده اند مسئولیت اجرای این قانون را درمقابل شهروندان خود دارند. این به مشابه قراردادی سه جانبه که حاوی متمم نیزمی باشد بین طرفین منعقد می گردد:

– دولت مد نظرمورد تائید سازمان ملل باشد

– دولت مذکوراقتدارقانونی ارگانهای جهانی را درپاره ای ازمسائل تائید نماید

– ازشهروندان این کشورها انتظارتعهد به قوانین کشورمربوطه ـ مثل پرداخت مالیات و احترام به قانون  ـ رفته تا متقابلا دولت ها نیزمتعهد به اجرای حق وحقوق شهروندی به آنها شوند

دول بسیاری وجود دارند که پیمان نامه ها یا کنوانسیون های بسیاری را تائید و امضا ننموده اند. بنابراین هیچ تعهد قانونی هم درقبال آن ندارند. درعین حال بسیاری ازدولتهایی که کمترین بهایی به قوانین حقوق بشرنمی دهند، آن 6 بیانیه اصلی را مورد تائید قرارداده اند.2 دراین زمینه بی تفاوتی وبی توجهی کشورها بسیارگسترده می باشد. درعین حال موقعیت حقوق بشربعد ازتاسیس سازمان ملل بسیارمستحکم ترشده است بدین صورت که:

– اگرچه بخشهای کنترلی سازمان ملل متحد هنوزبسیارضعیف و اداری عمل می کنند، ولی درحال حاضرتغییرات عمده ای مانند سازمان دهی مجدد شورای حقوق بشردردست اجراست.

– دادگاههای محلی ایجاد شده اند تا کارنظارت برامورحقوق بشررا بمراتب بهتراز دادگاههای سراسری انجام دهند. برای مثال حدود 20 کشورآمریکای لاتین و آمریکای مرکزی خود را تحت نظارت دادگاههای قاره ای آمریکایی قرارداده اند. دادگاه اروپایی ویژه حقوق بشرمسئول کارهای حقوقی بیش از40 کشوراروپا می باشد. درسال 2006 نیزدادگاه مشابهی درآفریقا تاسیس شد.

– درسال 2002 یک دادگاه بین المللی جنائی بمنظورتعقیب مجرمین نسل کشی و جنایات بشری تاسیس شد.

– سازمان عفوبین الملل، سازمان دیدبان حقوق بشرو بسیاری ازسازمانهای غیرانتفاعی سراسری براجرای کنوانسیونها نظارت نموده و درزمینه آماده سازی افکارعمومی درسطح جهان فعال می باشند.

– بسیاری ازکشورها وسازمانهای غیرانتفاعی مانند اکس فام ( ….)در رابطه با برنامه های سازمان ملل برای پیشرفت اقتصادی درزمینه های حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بیشترین فعالیت های خود را به انجام می رسانند.

فعالییت های بهینه سازی حقوقی

فعالیت های بهینه سازی حقوقی دررابطه با مسائل پیشرفتی دارای دواستراتژی می باشد:

1- متقاعد کردن دولتها برای ضمانت حقوق شهروندی

2- تقویت شرایط فردی به منظوراحقاق حق خویش

دولت پشتوانه ای برای حقوق بشر

اساس اصولی استراتژی شماره یک در واقع همان قانون مساوات می باشد. بدین مفهوم که همه انسانها دارای ارزش برابربوده و منافع آنها باید به یک اندازه حفظ گردد. هرگونه زیرپا نهادن قوانین حقوق بشربرخلاف اصل مذکورمی باشد. درکشورهایی که چنین اتفاقاتی رخ میدهد نشانگرآن است که دولت غیرمسئولانه عمل نموده است. درچنین کشورهایی غالبا سازمانهای دولتی خود عامل زیرپا نهادن قوانین می باشند واین باعث بی اعتمادی شهروندان به مسئولین می گردد. سئوال این است که چگونه می توان این سازمانها را متقاعد نمود که برعلیه این نوع عملکردهای خود اقدام نمایند بدون اینکه مشابه ضرب المثل دنبه را به دست گرگ سپردن شود؟

   ایجاد دادگاهی غیروابسته اولین گام بطرف این راه حل می باشد. البته ظاهرا زیرپا نهادن قانون بندرت به محکومیت کشوری که عمل درآنجا اتفاق افتاده است می انجامد. ولی چنانچه این موارد به مراجع قانونی بالاتری ارجاع شود امکان محکومیت این کشورها افزایش می یابد.

گام مهم دیگری که می توان درپیشبرد این استراتژی برداشت، تقویت انستیتوهای نسبتا دموکراتیک می باشد تا قشرحکومتی درمورد قدرت سیاسی به چالش کشیده شود.( رجوع به بخش کشورهای نسبتا دموکراتیک).

کلام آخراینکه درجریان فعالیت های نظارتی و آماده سازی افکارعمومی همواره باید این مسئله را درنظر داشت که حقوق بشریک امرجهانی است و سازمان ملل درمرکزآن قرار دارد.

تقویت شرایط فردی به منظور احقاق حق خویش

استراتژی دوم براین مبنا است که به افراد امکان احقاق حق خویش را بدهند. چنانچه دیدگاه بخش الفبای دموکراسیمد نظر باشد این پدیده ای کاملا واضح ومبرهن خواهد بود. درآن بخش اشاره به قانون استقلال فردی دارد که مفهوم آن این است که هرفردی خود قادربه تشخیص منافع خویش می باشد.

ما دردنیا ی امروز با اختلاف طبقاتی فاحشی روبروهستیم که درآن اکثریت مردم بزحمت امکان تهیه مایحتاج روزانه خود را دارند، درحالیکه تعداد بسیار اندکی قادربه ارضاء اکثر خواسته هایشان می باشند. بنظرغیر معقولانه می رسد که ازاین گروه اقلیت انتظارداشت که تمامی امکانات را بمنظورارضاء منافع عموم وبطوریکسان تقسیم نمایند. همچنین باید انسانها خودشان با شرکت فعالانه درسازمانهای دموکراتیک درمسائل خود سهیم باشند.

چگونه می شود به این اهداف دست یافت؟ حتی فعالیت های حقوق بشری مذکورنیزخالی از ابهامات و کاستیها نمی باشد: چگونه میتوان شرایط دیگران را تقویت نمود بدون آنکه خود گامی از آنها فراترنهیم؟ چنانچه آگاهی درمورد انواع مدیریتها وجود داشته واینکه درچه زمانی و برچه اساسی میتواند دموکراسی بهترین انتخاب باشد وهمچنین چه راهی را برای رسیدن باید برگزید، درآن صورت با آمادگی کامل میتوان به پیشوازاین چالش رفت.

1- رجوع به کتاب جان گالتونگ،  حقوق بشر کلیدی تازه(……………….) انتشارات پولیتی(…..)

2- رجوع به پایگاه اینترنتی موسسه راول والن بری (……)

 

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در حقوق بشر و دموکراسی, زمینه

جهانی، منطقه ای یا میان دول؟

 بسیاری ازمسائل مهم سیاسی درسطح کشوری قابل حل نیستند. برای مثال رشد بی رویه مصرف منابع طبیعی که همه مردم جهان را دربرمی گیرد. کدامین نظام جهانی قادربه پاسخگوئی وارائه راه حل برای این مسئله است؟ روشهای یافتن پاسخ این سئوالات:

– با کمک نمودارانتخابات رهبری دربخش الفبای دموکراسی، حکومتهای جهانی و بین المللی که دررابطه با این هدف تلاش می کنند را تقسیم بندی نمایید.

– برای مثال کشورهای اتحادیه اروپا را درنظربگیرید که علیرغم حکومتها و روشهای متفاوت رهبری، بعضی ازتصمیماتشان درسطح کشوری وپاره ای دیگردرسطح جهانی اتخاذ می شود.

– تحقیق و بررسی درمورد سازمانهای وابسته به سازمان ملل که چگونه این سازمانها معیارهای دموکراسی را درعملکردهایشان مد نظرقرارمی دهند.

رهبری مشترک و وابسته درسطح جهانی

سرعت جهانی شدن درهمه زمینه ها بچشم می خورد. برای مثال درسال2007 برای یافتن واژه” جهانی” درسایت گوگل بیش از79میلیون پاسخ دریافت می شد. باید توجه داشت که نظام غالب جهانی دردرجه اول یک نظام جهانی کمابیش غیروابسته به کشورهایی است که خود این کشورها سعی درگشودن مشکلات مشترکشان ازطریق راه حلهای سیاسی و مذاکرات آزادانه را دارند. این نظامهای سیاسی طی صدها سال تحت تسلط کشورهای ثروتمند و قدرتمند شمال وغرب بوده اند. درسالهای1900دردومرحله این کشورها موفق به حل مشکلات خود نشده وهمین امرمنجربه آغازدو جنگ جهانی شد. درآن زمان راه کار قانونی، قاطع ومدونی وجود نداشت، تا با توسل به آن بتوان راه حل مناسبی را درچنین کشمکشهای سیاسی ارائه داد .

در پایان جنگ جهانی دوم قدرتهای برنده جنگ ابتکارتاسیس بانک جهانی، صندوق جهانی پول وسازمان ملل را دردست گرفتند. هدف ازاین اقدامات تکمیل دیپلماسی سنتی بین کشورها با یک نظام قاطع تصمیم گیرنده درمورد مسائلی نظیر پیشرفت وبازسازی اقتصاد، صلح جهانی، امنیت و حقوق بشربود.

منشورسازمان ملل درسال 1945 تصویب شد. چند سال بعد کشورهای عضوبرسرمتمم منشورسازمان ملل به نام بیانیه جهانی حقوق بشربه توافق رسیدند. همزمان حدود 20 کشورعضو سازمان ملل قرارداد آزادانه (گت) را بدون حق تحریم به امضا رساندند. همین قرارداد درحال حاضربه سازمان تجارت جهانی با دستورعملهای جدی تری مبدل شده است. کشورهای عضو حق تحریم درمورد کشورهائی که ازتصمیمات وقوانین فی مابین سربازمی زنند را به سازمان تجارت جهانی سپرده اند. درنمودارذیل روشهای مختلف حکومتی را مشاهده می کنید:

منظورازنمونه هرج ومرج طلبانه/ آنارشیست این است که کشورها براساس توانائیهای حکومتهایشان به قراردادها عمل می کنند. نتیجتا اگرکشوری با مسئله ای مخالف باشد راه حل دیگری وجود ندارد. درست مانند داد وستد بازارکه قرارداد بین فروشنده و خریدارجنس برقرارمی شود. با این تفاوت که دربازارقدرت طرفین با پول سنجیده شده و چنانچه معامله انجام نشود منجربه جنگ وستیزنخواهد شد.

ولی دریک نمونه جمعی کشورهای ذینفع ازپیش به دنبال یک راه حل مطمئن می باشند. بدین صورت که قدرت تصمیم گیری درپاره ای ازمسائل کلی وعمومی، مثل امکان تحریم، را به یک اتحادیه منطقه ای یا جهانی می سپارند. وبدین ترتیب کشورها از حق حاکمیت خود کمی عقب نشینی می کنند. چنانچه کشورها مایل باشند که این اتحادیه های منطقه ای یا جهانی بطوردموکراتیک اداره شوند، نیازبه تقسیم قدرت بین کشورهای مربوطه می باشد. همین امرسبب می شود تا کشورهای کوچکی مانند سوئد خواهان یک سازمان ملل دموکراتیک و قدرتمند باشند. چرا که قدرت سازمان ملل باعث افزایش توانائیها و نفوذ کشورهای کوچکی مانند سوئد درسطح جهانی می شود. اما کشورهایی مانند آمریکا که صاحب نفوذ نظامی و اقتصادی فراوان می باشند منافع خود را درجهت عکس ارزیابی می نمایند. چنین کشورهای قدرتمندی خواهان یک سازمان ملل نسبتا ضعیف وغیردموکراتیک می باشند. چرا که در آنصورت می توانند درسایه شرایط بین المللی که به آنها بیشترین آزادی عمل را درپیشبرد اهدافشان می دهد و با سوء استفاده ازامکانات و قدرت خود خواسته هایشان را جامعه عمل بپوشانند. بیش ازچند سال ازتشکیل سازمان ملل نگذشته بود که این قدرت نمائی ها هویدا شد. 1949 رابطه بین بلوک شرق وغرب بشدت به وخامت گرائید.

زمانیکه مشخص شد شوروی سابق بزودی با آزمایش بمب هسته ای خود انحصارطلبی آمریکا درمسائل هسته ای را درهم خواهد شکست، آمریکا، کانادا وده کشوراروپا غربی پیمان اتلانتیک شمالی، موسوم به ناتو، را به امضاء رساندند. درجنگ سرد بین دو بلوک شرق وغرب سازمان ملل کنار گذاشته شد، در عوض رهبران ابرقدرتهای شرق وغرب به وسیله مسابقات تسلیحاتی هسته ای یکدیگررا کیش و مات نمودند. صلح جهانی درحیطه سازمان ملل تبدیل به زورآزمایی نظامی و مسابقات تسلیحات هسته ای شد، یعنی تهدیدی جهانی که نسلی مجبوربه تحمل آن شد.

کشورهای اتحادیه اروپا -نظامی مخلوط درسطح کشوری و منطقه ای

بازارمالی مشترک اروپا که بمرورزمان تبدل به اتحادیه اروپا شد درسال 1957 بدون اساس نامه ای ازپیش برنامه ریزی شده، یا تشریح جزبه جزاهداف تشکیل شد. این قرارداد بین المللی بین تعداد انگشت شماری ازرهبران اروپای غربی و وزرای امورخارجه این کشورها با هدف ادغام اقتصاد فی مابین منعقد شد. دربهارسال2007 اتحادیه اروپا دارای27 کشورعضو بود که ده کشورآن ازکشورهای بلوک شرق سابق بودند. دستورالعمل های اتحادیه اروپا درطی زمان فزونی یافته و درحال حاضر شامل مسائل امنیتی و سیاست های منطقه ای نیزمی باشد. این اتحادیه بمرورزمان و برای به انجام رساندن وظایف خود تعدادی ارگانهای رهبری تشکیل داده است. این ارگان ها عبارتند از: یک کمیسیون غیرانتخابی با تعدادی کارمند که دستورالعمل های قاطع اتحادیه را به سازمانهای کشورهای عضواعلام می دارد، شورای وزرا که درگردهمائی های سران کشورها برای مذاکره در موارد کلی و گسترده حضوربهم می رساند، بانک مرکزی، یک دادگاه بین المللی و یک پارلمان با قدرت محدود، که بطورادواری دربروکسل یا استرازبورگ تشکیل می شود. این ارگانها چیزی نیست جزمخلوطی از نمونه های مدیریت ورهبری عملی و غیربرنامه ریزی شده که درآن قدرت دردست شورای وزرا و کمیسیون اتحادیه اروپا می باشد.

درسال 2004 شورای وزرا عهدنامه روم مبنی برامکان همکاری با کشورهای تازه عضو شده بلوک شرق سابق را ارائه نمود. مهمترین اصلاحات این عهدنامه ایجاد یک سیستم محدود سازی درتصمیم گیریهای اکثریتی درشورای وزرا بود. ولی زمانیکه عهدنامه به کشورهای عضو جهت تایید فرستاده شد، پاسخ همه پرسی درتمامی کشورها بسیارمنفی بود. درهمه پرسی فرانسه وهلند نیروهای مخالف بیشترین آرا را به دست آوردند. در کشورهای دیگراحزاب مخالف اتحادیه اروپا بشدت پیشرفت نمودند. شرکت درانتخابات پارلمان اروپا درآن سال به %30 تا %40 رسید درحالیکه همین ارقام درانتخابات کشوری به %70 نیزرسیده بود. درچنین شرایطی کاملا محسوس شد که اتحادیه اروپا ازهمان آغازو دردرجه اول اتحادیه ای برای کشورهای قدرتمند اروپا ست و بیشترمنافع این کشورها را درنظرمی گیرد. بنابراین ازتلاش برای تصویب یک قانون اساسی منتخب مردم دراتحادیه اروپا صرف نظر شد. سه سال بعد شورای وزرا برسریک پیشنهاد جدید مبنی براصلاح نحوه رهبری دراتحادیه اروپا به توافق رسیدند، به امید اینکه اینباردرپارلمان کشورهای عضو نیزاین توافق به تایید برسد. ولی هنوزپیشبرد درک عمومی ازآگاهی درمورد فواید یک اتحادیه مشترک اروپائی باقی است: اتحادیه ای که ادغامی باشد ازرهبری متخصصان، هرج ومرج ودموکراسی درسطح منطقه ای، که قدرت اجرایی چنین اتحادیه ای دردست ارگانهای دولتی این کشورها باشد.

حتی پپمان اتلانتیک شمالی، ناتو، نیزدرابتدا کارخود را با ائتلاف چند کشورعضوشروع نمود ولی سپس ظرف فقط چندسال تبدیل به اتحادیه قدرتمندی به رهبری آمریکا شد. بعد ازفروپاشی دیواربرلین درسال 1989 ونیزازهم پاشیدگی شوروی سابق درسالهای پس ازآن ناتو با عضویت تعدادی ازکشورهای بلوک شرق گسترش بیشتری پیدا کرد. ناتودرعمل یک سازمان انتفاعی بین المللی برای کشورهای هم پیمان با آمریکا ست که رهبری آن را در مورد مسائل امنیتی می پذیرند. ناتوتا کنون بجزمسئله جنگ عراق درسال 2003 که آمریکا با تعداد محدودی ازهم پیمانانش آغاز نموده، درسایرموارد نیروهای نظامی خود را درکنار سازمان ملل به مناطق بحران زده جهان اعزام داشته است.

سازمان تجارت جهانی

 وظیفه اصلی این سازمان برطرف کردن مشکلات تجاری درسطح جهانی است. علیرغم اینکه شرایط عضویت دراین سازمان بسیارمشکل می باشد ولی درعین حال درهای این سازمان برای عموم کشورها بازاست. سابقه تاریخی این سازمان با ناتو برابراست ولی پیشرفتهای آن بهمان اندازه نمی باشد. درسازمان تجارت جهانی همه کشورهای عضواز حق رای مساوی برخوردارند ولی قوانین رای گیری آنگونه وضع شده است که هرکشوربا رای خود می توانند پیشنهادی را که برعلیه منافع خود است” وتو” نمایند. درعمل کشورهای فقیربشدت تحت فشاربرای” وتو” نکردن پیشنهادهای کشورهای ثروتمند قرارمی گیرند.

مذاکرات مشترک سازمان تجارت جهانی تقریبا ازیک نوع هرج ومرج/ آنارشیستی برخورداراست، که ازپیش هیچ راه حلی را ضمانت نمی کند. ضمنا تعداد زیاد شرکت کنندگان درمذاکرات روند تصمیم گیری را بسیاردشوارمی نماید. بهمین دلیل آمریکا واتحادیه اروپا غالبا خود قراردادهای دو جانبه با کشورهای فقیررا جدا ازسازمان تجارت جهانی به امضا می رسانند. البته شرایط قراردادها درچنین محیطی برای کشورهای فقیربسیاردشوارترمی باشد.

همانطورکه درنمودارزیرمشاهده می نمائید حتی سازمانهای اولیه درسازمان ملل نیزنقاط ضعف دمکراتیک خود را دارند. زیرا ساختارآنها ازابتدا درجهت منافع بنیان گزاران یعنی برندگان جنگ جهانی ودرصدرآنها آمریکا است که این ازطریق کنترل دستورجلسه یا داشتن حق امتیاز و رای برترامکان پذیرمیگردد. شوروی سابق تصمیم گرفت که درهیچ یک از سازمانها بجزسازمان ملل عضو نباشد.

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در na , در سطح جهانی, زمینه

جامعه متمدن و دموکراسی

بطور طبیعی نهادهای مدنی ـ مانند سازمان مساعدت وهمیاری سوئد سیداـ در یک جامعه مدنی کمک بسزائی در راه پیشرفت بطرف دموکراسی می باشند.1 درنمودارزیرکه درآن جامعه مدنی یکی ازچهارعنصرجامعه محسوب می شود سه مورد ازکمکهای بخش مدنی درراه پیشبرد دموکراسی سازی درجامعه نمایان می شود :

– بخش مدنی محیطی است برای ایجاد تشکلات غیروابسته

– این بخش درجلب اعتماد عمومی موثراست

– بخش مدنی محیطی است برای پیشبرد روند دموکراسی

نتیجتا اولین ومهمترین وظیفه بخشهای مدنی کمک به پیشبرد دموکراسی درجامعه و آگاهی شهروندان ازمراحل تصمیم گیری وتقویت احساس مسئولیت درشهروندان است.

.

نهاد مدنی ـ محیطی برای سازمانهای غیروابسته/ غیردولتی

گروههای اجتماعی، خواه سازمانهای دائمی یا شبکه های موقت، بسته به نوع عملکردشان دریکی ازچهاربخش اجتماعی زیرجایگزین می شوند:

 

– ارگانهای دولتی وظیفه اجرای تصمیمات سیاسی دولت ورسیدگی به خدمات عمومی را دارند

– گروههای صنعتی وبازرگانی کالا ونیازهای سایربخشها را آماده می سازند

– خانواده بخش اصلی جامعه درجهت مصرف وهمچنین تکثیر است

– تشکلات درجامعه مدنی غیروابسته به ارگانهای دولتی می باشند و اهداف خود را دنبال می کنند

 

درعمل مرزبین عملکردهای بخشهای مختلف می تواند بسیارمتغیرباشد. برای مثال اگریک بنگاه  انتشاراتی کتب تجاری، که سرمایه گذاران آن انجمنهای فرهنگی غیرانتفاعی می باشند، را درنظربگیریم درتقسیم بندی فوق، بنگاه انتشاراتی دربخش شرکتها و انجمن فرهنگی دربخش مدنی جای می گیرد. درچنین شرایطی تصمیم گیری برای بخش انتشارات توسط آن بخش دیگریعنی بخش مدنی انجام می گیرد.

برمبنای چنین زمینه ای احزب سیاسی را باید درکجای نمودارجایگزین کرد؟ با توجه به دارا بودن اعضا واولین وظیفه حزب که پیشنهاد کاندیدا کردن و پیشبرد مسائل انتخاباتی است قاعدتا حزب باید دررده بخش مدنی جای گیرد. ولی چنانچه حزب، برنده انتخابات شود و تشکیل دولت و کابینه را به توسط اعضای خود دهد درآنصورت باید درردیف ارگانهای دولتی قراربگیرد. همین مشکلات درمرزبندیهاست که جامعه مدرن را نیازمند به سازمانهای غیر وابسته ایی مینماید تا آنها بربخشهای دولتی کنترل داشته باشند.

بطورتاریخی مبارزات جهت تشکیل سازمانهای غیروابسته اکثرا موتورحرکت و پیشرفت جامعه بطرف حکومت های نسبتا دموکراتیک بوده است. برای نمونه می توان ازاتحادیه های کارگری لهستان بنام سولیداریتت دردهه های 1970 و80 یا جنبشهای مردمی غیروابسته درسوئد دراواخر سالهای1800نام برد. رشد شدید یک جامعه قدرتمند و متمدن با چنین محتوایی دربسیاری ازکشورها منجربه تشکیل حکومت های نسبتا دموکراتیک در سطح کشورشده است.

این مسئله که چگونه می توان چنین ترقی وپیشرفتی را درسطوح مختلف دردنیا گسترش داد فکربسیاری ازبخشها و سازمانهای همیاری را بخود مشغول ساخته است. مسئله قابل تعمق  دیگر این است که چگونه یک ارگان دولتی می تواند سازمانهای  غیروابسته راحمایت کند بدون اینکه این حمایت موجب وابستگی آن سازمان به این ارگان شود؟ زمانیکه این مسائل جدی تلقی شوند، گام اول جهت پیدا کردن یک راه حل برداشته شده است.

نهاد های مدنی- محیطی برای جلب اعتماد

نظریه بخش مدنی محیطی برای جلب اعتماد را اولین باررابرت.د. پوتنامز( ….) در تحقیقات تجربی خود مطرح نمود.2 محتوای این تحقیقات نشان می دهد که انسان ها براثر معاشرت و همکاری با یکدیگردربخشهای اجتماعی، همبستگی ورابطه نزدیکتری برقرار نموده و به یکدیگر بهترو بیشتراعتماد خواهند نمود. درچنین محیطی اگریکی ازافراد گام اول را برای همکاری بردارد مابقی نیزبا اوهمراه خواهند شد. در نتیجه این بخشهای اجتماعی می توانند مدافعان روند دموکراسی درجامعه بوده وضمنا رشد مالی آن را نیز موجب شوند.

نقطه عکس نظریه چنین خواهد شد: چنانچه تعداد بسیاری ازسازمانهای بخش مدنی قسمت اعظم اعضای خود را ازدست بدهند، همان اتفاقی که برای بسیاری از کشورهای پیشرفته اقتصادی ـ بویژه آمریکا ـ  دردهه های آخر1900افتاد، بنابراین احساس نا امنی، بی اعتمادی و منفک شدن درجامعه اوج خواهد گرفت. و نتیجه کلی آن کمبود و کاهش سرمایه های اجتماعی خواهد شد.

چند علامت سئوال

تحقیقات وجمع بندی نظریات پوتنامز( …..) براستراتژی پیشرفت بسیاری ازکشورها تاثیرگذار بود. همزمان بحث داغی درجریان است مبنی براینکه چگونه می توان رابطه بین یک جامعه مدنی قدرتمند ویک دموکراسی را درک نمود . برای مثال دو نمونه مطرح می شود:

– این رابطه به کدام طرف گرایش دارد؟ مثال: دردیدگاه جهانی سوئدیها به ارگانهای خود اعتماد زیادی دارند درحالیکه به دولت مرکزی خیلی اعتماد ندارند که این نشانگر نقش مهم ارگان هاست. چنانچه این ارگان ها کمابیش قانونی ودرست عمل کنند، امکانات برای شکوفائی اقتصادی جامعه بیشترمی شود.3

– گروههایی وجود دارند، مثل هلس انجلز، که باعث تخریب سرمایه های اجتماعی می شوند. آیا باید این گروهها را بخشی ازجامعه مدنی نامید؟ جواب آری است، زیرا تا زمانیکه این گروهها لااقل وبطورنسبی غیروابسته به بخشهای دیگرجامعه هستند جزعی از جامعه متمدن محسوب می شوند. علیرغم اینکه این گروهها ممکن است بتوسط رهبران قلدر ومستبدی که با زیردستان خود بدرستی برخورد نمی کنند اداره شوند.

هلس انجلزگروهی است غیروابسته و نوع خاصی ازیک روش زندگی را ارائه و حمایت می نماید، و بهمین دلیل مظهروسمبل بسیاری ازگروه های مخرب بزرگ و کوچک دیگرنیزمی باشد. ضمنا دراین گروه ها  وفاداری و صداقت برای اعضا بشدت اجباری است. همین مسئله وفاداری اجباری دربین اعضا برای عموم نگرانی و نا امنی ایجاد می نماید زیرا درعمل حق آزادی فردی پایمال شده و افرادی با عقاید مختلف را مجبوربه همزیستی و تحمل یکدیگر می نماید.

دونمونه متضاد بالا این سئوال بنیادین را مطرح می سازد که آیا این بخشهای مدنی نباید لااقل خود بطور نسبی اصول دموکراتیک حلقه نجات را رعایت کنند تا سپس بتوانند درپیشبرد یک جامعه دموکراتیک موثرواقع شده ودرنتبجه ارزش حمایت عموم را داشته باشند؟ آیا همین که این بخشها خلاف کارنیستند کافی است؟

بخش خصوصی – محیطی برای روند دموکراسی

قدرت تصمیم گیری درارگانها و شرکتها معمولا محدود به هیئت مدیره های کوچک است. اینها بخشهای اجرائی هستند که ملاک عملشان صلاحیت ها وتواناییهای شخصی است.  درخانواده ها چه درمسائل حقوقی وچه مسائل روزمره والدین کفیل فرزندان خود می با شند. بنابراین درچنین محیطی بندرت روند دموکراسی حکمفرما ست. دربخشهای خصوصی افراد آزادانه درجهت اهداف خود فعالیت می کنند.

چنانچه انسانها ازحق مساوات و استقلال فکری بهره مند باشند بنابراین آنها آزادند که رهبری دموکراتیکی را برای سازمانهای خود برگزینند، توجه داشته باشید که آزاد هستند ولی مجبورنیستند.

دراینجا این سئوال مطرح است که تا چه اندازه روند نسبتا دموکراتیک دربخشهای خصوصی معمول است. زیرا اغلب اهداف این بخشها ازراه همکاری با شبکه های غیردموکراتیک زودتربه ثمرمی رسد.

روند  دموکراسی- یک برنامه تمرینی برای بردباری و تحمل

زمانیکه درهمه پرسی ها ازمردم سئوال می شود که چه وجهی ازدموکراسی بیشترتوجه مردم را بخود جلب می نماید، معمولا پاسخ آنها شرکت داشتن وهمیاری می باشد.4 چنین اشتراکی درعمل لازمه یک برنامه تمرینی برای تحمل وبردباری دریک روند سیاسی است. افراد فعال درانجمن ها گواه خوبی براین مطلب می باشند که گاهی نیازبه کوتاه آمدن در مسئله ای، چشم پوشی برمسائل مهم یا ملاحظه و مراعات افراد دردسربرانگیزازمختصات فعالیتهای انجمنی است. این افراد گواه هستند که چگونه دربعضی موارد و علیرغم وقت بسیار و تلاشهای مداوم به راه حل مناسب ومشترکی دست نمی یابند. ونهایتا وقتی زمان رای گیری فرامی رسد متوجه ازدست رفتن اصل همه پرسی می شوند.

درشبکه هایی که تصمیم گیریها جمعی نیست ازناامیدی و فرسودگی اجتناب می شود. این بخشها الگوهای دموکراسی را دور زده و با توافق یکدیگرمدیرقادری را انتخاب می کنند تا او مشخص نماید خواسته های چه کسانی ارجح تراست.

درهردومورد فوق روحیه مبارزه وآموزش و فراگیری، یعنی تحمل نقطه نظرات دیگران ولو اینکه مخالف نظرات خودتان باشد،  که یک روند سیاسی را برای افراد جامعه فراهم می سازد بدست فراموشی سپرده شده است.

عضویت علنی

عضویت علنی یکی از نشانه های بارز در بخش مدنی محیطی برای دموکراسی می باشد. یک سازمان بسته و محدود که اعضا را برمبنای فرضیات، یا کارمندان جدید را فقط با توجه به صلاحیتهای خاص برمی گزیند، غالبا دریک یا چند نقطه تبعیض آمیزعمل می نماید. درعوض سازمانی که برای همه افرادی که اهداف سازمان را قبول دارند باز است، چنانچه خواسته های اعضای خود را نیزمد نظرقراردهد، سازمان بسیارگشاده رویی است. در چنین سازمانی افراد به میل خود عضوشده و میزان فعالیتهایشان را خودشان مشخص می کنند. افراد مختارند که خود فعالانه درفعالیتهای انجمن یا سازمان شرکت نموده و یا اینکه اختیار را به هیئت مدیره برگزیده اعضا تفویض نمایند. زیرا اعضا بدرستی آگاهند که بعنوان عضو دائمی حق دارند برروند کاری وجمع بندیهای هیئت مدیره درجلسات سالانه نظارت و تاثیرکامل داشته باشند.

سازمانها بزرگ یا کوچک، بستگی به تعداد اعضا آنها، زمانی سخنگوی برحق خواسته های افراد جامعه هستند که اصل نقطه نظرنمایندگی را بدست فراموشی نسپارند. البته این خبرناگواری برای فعالان انجمنهای آزاد است زیرا آنها براحتی فعالیتهای خود را بعنوان خواسته های عمومی معرفی می نمایند. ولی سئوال این است که این انجمنها غیرازاعضا خودشان نماینده کدام مردم هستند؟ اهداف آنها ممکن است شایستگی و استحقاق حمایت را نیز داشته باشد ولی این اهداف برمبنای اصول دموکراسی نیست. سازمانهای بزرگ بهتراست با بخشهای مدنی که اصل اعضای علنی را رعایت می کنند مساعدت و همکاری نمایند. رعایت نکردن عضویت علنی می تواند حتی برای سازمانهای مساعدتی نیزبحرانی باشد. چرا که چنانچه یک موسسه امدادی خود سازمان گشاده و بازی درمورد مسئله اعضا نباشد چگونه برای بخشهایی که به آنها کمک و یاری می رساند نکات مثبت گشاده و باز بودن یک انجمن را عنوان و توجیه نماید.

شهروندی و قدرت

زمانی که تشکلی عملکردهایش را به دموکراسی منصوب می کند، درعمل و بطورضمنی قراردادی را   می پذیرد که درآن مسئولین تشکل هیچگونه برتری، از نظرجنسیت، سن، دارائی، تحصیلات، تعلقات طبقاتی، نژاد وغیره را بردیگران نداشته تا درموردی به تنهایی و بدون اجازه گروه تصمیم گیری نمایند.

این همان مبنای زیربنایی توجه به مساوات واصل استقلال فکری توامان می باشد. این یک موضع گیری اساسی است ولی الزاما آرمانی نیست.

لااقل درسطح سازمانی روشهای بمراتب آسان تری جهت رفع کمبودها دربخشهای مختلف روند دموکراسی موجود است، لیکن بسیار جنجال برانگیز می باشد. منظورازاستفاده چنین روشهایی ایجاد تعادل درتقسیم قدرت بین افراد است تا عده ای ازشرکت کنندگان قدرت اعمال نفوذشان کاهش یافته وعده دیگری نفوذشان افزایش یابد. ولی یک حقیقت همچنان باقی است وآن این که برگ برنده دموکراسی، اصل برقراری تساوی است، ولااقل در بخشهای مدنی هیچ مانع قانونی برای برقراری این اصل وجود ندارد.

سازمانهای غیروابسته که ارزشهای مساوات وعضویت علنی را رعایت می کنند امکان تقسیم قدرت درمسائل مشترک رابرای عموم فراهم می سازند. ایجاد چنین امکاناتی برای شهروندان مهمترین واساسی ترین کمک بخش مدنی به پیشرفت دموکراسی درجامعه می باشد. بخشهای مدنی همچنان دیدگاه ها ونظرات شهروندان را درسطح کشوری و جهانی نیزبه پیش می برند

————————————

1- کمک سیدا(……) به بخش خصوصی، ادیتا(……)2007

2- رابرت.د. پوتنام، دموکراسی کاربر1996……….. و آن بولینگ باز تنها2001

3- بو روتستین، چاله های اجتماعی و مشکل اعتماد2003

4- به پیش گقتار مراجعه شود.

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در زمینه

یک کشور نسبتا دموکراتیک

یک کشور نسبتا دموکراتیک

وقتی در مورد کشورهای دموکراتیک صحبت می شود معمولا به آزادی انتخابات، آزادی بیان وحق وحقوق قضایی دراین کشورها اشاره می شود. ولی حتی این کشورها دموکراسی مطرح شده در مبحث الفبای دموکراسی فاصله بسیار دارند. درعین حال باید اذعان نمود که این نظام های بزرگ و نمونه موانع عظیم و مهمی را پشت سر گذارده و بهمین دلیل شایسته است آنها را” کشورهای نسبتا دموکراتیک” بنامیم. درذیل می پردازیم به دیدگاههای دموکراتیک که معمولا بر اساس رعایت حقوق انسانی پایه ریزی شده و آنها را با اصول الفبای دموکراسی مورد سنجش قرارمی دهیم:

– مقایسه اصول اساسی و دموکراتیک الفبای دموکراسی با مشخصه یک کشور نسبتا دموکراتیک (کشورـ ن د).

– کدامین ساختارسیاسی مورد نیازاست تا علائم برقراری دموکراسی مشاهده شود. این شرایط باید با موازین حقوق سیاسی و شهروندی منظور شده دراعلامیه حقوق بشرمنطبق باشند.

– کشورهای نسبتا دموکراتیک را درنمودارحلقه نجات قرارداده تا مشاهده شود تا چه میزان معیارهای الفبای دموکراسی با موازین آنها مطابقت دارند. با این واحد سنجش چنین کشورهایی را می توان نسبتا دموکراتیک نامید.

– برگزاری مذاکرات سیاسی ولازم جهت گذارموفقیت آمیزبطرف رهبری نسبتا دموکراتیک و تفکیک آنها ازنمونه های مشابهی که وجودشان موجب می شود تا کشوری قانونمند نامیده شود.

الفبای دموکراسی نمایانگر تشکلهایی است که درآنها هیچکس درامورومسائل مشترک قدرت وبرتری بیشتری را دارا نمی باشد. این امرشاید درمحیط های کوچک کاری قابل اجرا باشد ولی هیچ کشوری در دنیا به این حد ایده ال دست نیافته است.

تشکلات سیاسی در بیشترکشورهای جهان نتیجه مبارزات سیاسی هستند وتوازن قدرتی که آنها بوجود می آورند خود یک تاریخچه خونین و طولانی پشت سر دارد. بهمین سبب بسیارمشکل می توان رابطه سیاست رایج دریک کشوررا با اصول اساسی و اولیه دموکراسی که همانا اصل معروف مساوات و استقلال است پیدا نمود.

آیا واقعا می توان کشورهایی را که قانون مالکیت متفاوت،  تشکیلات قضایی، سیستم انتخاباتی و نیز تشکیلات سیاسی متفاوت دارند را با یکدیگر مقایسه کرد؟

آری، برای مقایسه همیشه می توان این سئوال را مطرح کرد که: آیا شهروندان می توانند بدون خشونت رهبران سیاسی را که مورد تاییدشان نیستند بر کنار نمایند؟ برای تشخیص دموکراتیک بودن کشوری به نسبت بقیه کشورها همین اصل کلی بسیار حائز اهمیت است.

الفبای دموکراسی و علائم مشخصه کشورهای نسبتا دموکراتیک (کشورـ ن د)

1- تشکلهای بزرگ با حکومت نمایندگان

دراواخرسالهای1700 ودرطول انقلاب آمریکا و فرانسه برای اولین بارفکربرقراری مساوات درچنین سطح وسیعی درکشورهای دنیا گسترش پیدا کرد. آنچه که محرزاست این است که برای جمعیت های میلیونی دنیا امکان اجتماع دریک مرکزمشترک برای بیان خواسته هایشان مقدورنبود. ولی چنانچه این شهروندان درفواصل معین نمایندگانی را انتخاب کرده و به مجلس می فرستادند این نمایندگان تا رای گیری بعدی خواسته های مردم را به پیش می بردند.  بهمین دلیل دریک جامعه اقلیتی و قدرت طلب این نوع حکومت نمایندگان یک راه حل دموکراتیک محسوب می شد،ـ اگرچه فیلسوف سیاسی ژان ژاک روسومعتقد بود که این نمایندگان منتخب بخش تقکیکی و نخبه ائی در میان سایرین مردم هستند.1

2- شهروندانی با حقوق سیاسی مساوی

شرط این بود که اکثریت افراد بالغ یک کشوربه عنوان شهروندانی با حقوق سیاسی مساوی محسوب شده وسازمانهایی که ضامن انتخابات آزاد وبیطرف بودند نیزوجود می داشت. این  خود نقطه شروع مبارزاتی شد که به حق رای عمومی مشروعیت بخشید ودرسالهای1800 سرعت گرفت. مدتهای مدیدی فقط منافع ونظرات مردان درمرکزتوجهات قرارداشت ولی دراواسط سالهای1900 بانوان نیزدرسطح وسیعی دردنیا برای تساوی حقوق سیاسی خود مبارزاتی را آغاز نمودند. درنتیجه اصل مساوات وبرابری درمورد بانوان نیزبه اجرا گذاشته شد.

3- شهروندانی مستقل

در یک کشورنسبتا دموکراتیک باید شهروندان حق انتخاب داشته باشند. برای برکناری صلح آمیزرهبران غیرمحبوب باید امکان تشکیل آزادانه سازمانهای مخالف و پیوستن به آنها برای شهروندان وجود داشته باشد. شهروندان باید امکان دستیابی به اطلاعات ازطریق منابع مختلف را داشته وهمچنین بدون هراس و وحشت ازانتقامجویی قادربه بیان نظرات خویش باشند. درچنین شرایطی باید به توانائی ها و آگاهی های مستقلانه افراد اعتماد نمود. باید قانون مساوات و استقلال فردی را محترم شمرد، بدین معنی که افراد را آگاه تصورنموده ومعتقد باشیم که آنها قادربه تشخیص مصالح خویش می باشند.

دموکراسی درسطح یک کشورغالبا بر اساس حقوق انسانی سنجیده می شود.  درکشورهای نسبتا دموکراتیک انستیتوهایی با عملکردهای قابل قبول و مورد تایید عموم وجود دارند که قادرهستند حدود قدرت اجرائی ادارات و سازمان ها را درمقابل شهروندان مشخص نمایند. این امر نمایانگراین است که مردم عملا و با توسل به اصل حقوق شهروندی مورد حمایت قانون قرارمی گیرند:

– رهبران منتخب وحق کاندیدا شدن درانتخابات، حکومت نمایندگان یا پارلمانی را بوجود می آورد .

– چنانچه انتخاب آزاد وغیروابسته باشد و درآن حق رای مساوی وعمومی وجود داشته باشد عملا برابری حقوق سیاسی را برای شهروندان بوجود می آورد .

– با وجود آزادی بیان، آزادی اجتماعات ودستیابی به منابع اطلاعاتی متناوب امکان همبستگی برای شهروندان فراهم می گردد تا آنها بدون هیچ نگرانی و وحشتی خواسته های خود را مطرح نمایند. درآنصورت آنها حق برکناری سیاستمداران نالایق را بدون توسل به زورخواهند داشت. شهروندان می توانند به کاندیداهای خودشان و نه آن کاندیداهایی که از قبل تعیین شده اند رای آزادانه بدهند.

با مشاهده نشانه های فوق دریک کشورمی توان آن کشوررا یک کشور دموکراتیک نامید. ولی این واژه دموکراسی واژه بسیارارزشمند و پربهایی است و جایگاه آن درزبانهای مختلف متغیراست.الفاظ دیگری مانندمردم سالاری یا دموکراسی از نوع غربی آن نیز وجود دارد. رابرت آ-دال لغت چند حزبی را عرضه نمود ولی ما که خود روش الفبای سیاسی را از تئوری دموکراسی او بوجود آورده ایم ازلغت کشورهای نسبتا دموکراتیک استفاده می کنیم.

انستیتوهای نسبتا دموکراتیک –  حلقه نجات و معیارهای دموکراسی

حلقه نجات بالا روند تصمیم گیری سیاسی درکشورهای نسبتا دموکراتیک را در یک دوره انتخاباتی نشان می دهد. دراطراف حلقه انیستیتوهای مورد نیازکه برای رعایت اصول دموکراسی ضروریست ـ البته بمقدار کافی نمی باشندـ  قرارگرفته اند.

رهبران سیاسی منتخب و حق کاندیدا شدن در نمودارگنجانیده نشده است. رعایت شرط  حق رای مساوی وعمومی دراین نمودارنشانگر رعایت  اصل ـ حضور فعال اعضا و حق رای مساوی ـ نیزمی باشد. دربقیه موارد رابطه بین انستیتوهای نسبتا دموکراتیک و معیارهای دموکراسی قابل بحث می باشد. چرا که کشورها مانند، اتحادیه های بسیاربزرگی هستند که قشررهبری درآنها همان قشرقدرتمند ومسلط خواهد بود.

به گفته دیگر وبا توجه به اصول الفبای دموکراسی در بهترین شرایط می توان این کشورها را کشورهای نسبتا دموکراتیک نامید. البته باید توجه داشت که فرق عمده ای بین دموکراسی حکومت نمایندگان ودموکراسی مستقیم وجود دارد. آیا این تفاوت گمراه کننده نیست؟ درعمل هرنوع تشکیلات دائمی ـ چه کوچک و چه بزرگ ـ دارای هیئت امنا می باشد. حتی انجمن ها که مانند مدرسه دموکراسی مستقیم عمل می کنند نیز نمایندگان خود را دارند.

همه افراد شهروندان ارزشمند محسوب می شوند

برای حضور فعال همگان نیازبه حق رای عمومی می باشد. درسوئد لغت” شهروند” تقریبا معنایی جز”شخصی با حق رای آزاد” را ندارد. بنابراین ملاک شهروندی کاملا رعایت شده است، ولی فقط تا حدودی، زیرا مهاجرین درسه سال اول ورودشان و کودکان تا هیجده سالگی حق رای ندارند.

کنترل دستور جلسه

در اینجا انتخابات آزادانه وغیروابسته/ یا غیر حزبی امری ضروری است. چنانچه انتخابات یا محدوده انتخاباتی انتصابی و انحصاری باشد افرادی که انتخاب می شوند، احتمالا سیاست دیگری را پیش خواهند برد، نه آنچه شهروندان مایل به انجامش می باشند. با امکان آزادی بیان، آزادی تجمعات ودستیابی به منابع اطلاعاتی گوناگون درک درستی ازبرنامه های دولت آینده برای شهروندان فراهم شده و ضمنا آنها قادرخواهند بود خواسته های خود را دربرنامه های حزبی و انتخاباتی مطرح سازند.

توجه داشته باشید که بیش ازدستورجلسه و برنامه ریزی این انستیتوها هستند که امکان کنترل نمایندگان را برای شهروندان مهیا می سازند. درعین حال اینکه چه مسائلی ضروری ترهستند و باید در دستورکار قرار بگیرند و همینطورچگونگی تصمیم گیری دردرجه اول توسط نمایندگان انجام می گیرد و نه خود شهروندان. ضمنا باید متذکر شد که اقتداررهبران سیاسی دردهه های اخیر بشدت کاهش یافته است.  همزمان با پیشرفت و جهانی شدن این معیارها قدرت و حاکمیت حکومتهای محلی نیزکاهش فراوان یافته است.

 

شرکت و حضورموثر

آزادی بیان و آزادی انجمن ها درکناردستیابی به منابع اطلاعاتی گوناگون لازمه تشویق شهروندان برای شرکت فعالانه و موثردرانتخابات است تا نتیجه دلخواه حاصل شود. ولی اینها به تنهایی کافی نیست بلکه سرمایه، زمان، دستیابی به اطلاعات وغیره نیزباید فراهم باشد. هرچه این امکانات کمترو نابرابرتر تقسیم شده باشد شانس آگاهی ازخواسته های شهروندان محدودترمی شود واین دورازمعیارهای دموکراسی است. چنانچه احزاب سیاسی بتوانند توجه جمعیت کثیری را بطرف جریانات سیاسی جلب نمایند شهروندان شرکت فعالانه تری درانتخابات خواهند داشت. درغیراینصورت قدرت بدست گروههای دیگری که شهروندان امکان دسترسی به آنها را ندارند خواهد افتاد.

مهمترین معیارسنجش دراین مرحله تغییرمیزان شرکت شهروندان درانتخابات است. چنانچه عملکرد شهروندان غیرفعالانه باشد نشان ازنارضایتی وبی اعتمادی مردم به سیاست حاضر است و اینکه سیاست به مرحله انحصار طلبی رسیده و از آن متخصصین است.

حق رای یکسان

در این مرحله تقریبا تمام ملاک های انستیتوهای نسبتا دموکراتیک با معیارهای حلقه نجات منطبق می شود. یعنی:اگرحق رای مساوی وعمومی و انتخابات آزادانه وغیروابسته باشد بنابراین شهروندان کنترل کامل برروند انتخابات خواهند داشت و نمایندگان با معیارهای دموکراتیک برگزیده می شوند.

 درک و فهم روشن

برای جلب اعتماد عموم و موثق بودن اطلاعات باید آزادی بیان وآزادی انجمن هاوجود داشته با شد، زیرا بیانیه ها و پیام های رهبران سیاسی که انحصارمنابع اطلاعاتی را در اختیار خود دارند قابل اعتماد نیستند. همچنین نیازبه تعداد قابل توجهی سازمانهای غیروابسته با امکان آزادی بیان بعنوان منابع اطلاعاتی موثق و مختلف می باشد. بهمین دلیل تعداد زیادی منابع خبری درجهت حفظ این حقوق سیاسی بوجود آمده است ـ  اطلاع رسانی به عموم بطورسیل آسایی افزایش یافته است، برای مثال اخباری که مهم و ضروری است و  به درک عمومی درجهت روند دموکراسی کمک میکند درحال غرق شدن دراین سیل خروشان خبری می باشد. ازسوی دیگرامکان دریافت و جمع آوری اطلاعات هرگز به میزان امروزنبوده است. کافی است درمقابل یک کامپیوترنشسته وروی یک دکمه را فشار دهید تا به اطلاعات مورد نیازتان دست بیابید. لیکن این امکانات برای همگان یکسان نیست. این بستگی به میزان سواد، تحصیلات وـ مهمترازهمه تعلقات طبقاتی دراکثراین کشورهای نسبتا دموکراتیک داردـ که همین واقعیت خود برخلاف شرایط ذکر شده در نمودار حلقه نجات می باشد.

شرایط سیاسی برای شکوفائی دموکراسی

برپایی انستیتوهای نسبتا دموکراتیک جهت حفظ حقوق سیاسی شهروندان کمترین تقاضای کنوانسیون سازمان ملل ازکشورهای عضو می باشد. این گذارتشریفاتی سهم بسزایی درروند دموکراسی دارد. بدون برقراری این اصل دولتهای مستبد امکان تجاوزبه هرچیزی که خطری درسرراه آنان محسوب شود را خواهند داشت. درنتیجه هیچکس به برآورده شدن خواسته های خویش اطمینانی ندارد و قدرت ازدست عموم مردم گرفته شده و به مجموعه ای از قوانین منتقل می شود.2

برای برقراری هراصلی باید بهای آن را نیز پرداخت، برای مثال دریک گذارصلح آمیز،اصل واگذاری ازطرف گروهی که درگذشته رهبری نظام سیاسی را بعهده داشته اند مطرح است. نتیجتا آنان خواهان مصونیت های قانونی و سیاسی جهت واگذاری انحصارقدرت و مصالحه درمورد اصول اساسی هستند:

– برای مثال درسوئد دراوایل سالهای1900حق رای به مردان بالغ اعطا شد. ولی مذاکرات به کندی و با برآورده کردن خواسته های دوگانه احزاب دست راستی مبنی برحفظ سیستم  دوکابینه ای مجلس وانتخاباتی برمبنای تناسب تعداد نمایندگان به انجام رسید. دراین میان انستیتوها با بسیج عمومی مردم تا مدتی از برقراری این اصل محافظت نمودند. سپس یک دهه دیگرسراسرازتحریکات و مبارزات سیاسی گذشت تا بالاخره بانوان نیزدرمسائل سیاسی سوئد سهیم و شریک شدند.

– درکشورشیلی درسال 1973ژنرال پینوشه، رئیس جمهورمنتخب مردم آلنده را با یک کودتای خونین نظامی برکنار کرد. سپس درسال1989همان پینوشه درمقابل مصونیت سیاسی قدرت را به یک رئیس جمهوردیگرمنتخب مردم واگذار کرد. این مصونیت سیاسی ده سال بعد توسط یک قاضی اسپانیایی زیرسئوال رفت و این قاضی ازکشورانگلستان خواهان استرداد پینوشه و محاکمه اش به جرم جنایات و نقض حقوق بشر شد.3

– دربعضی موارد دموکراسی سازی یک کشورنتیجه یک فروپاشی سیاسی است تا نتیجه مذاکرات. بعد ازفروپاشی شوروی سابق انتخابات نسبتا آزادی درسال 1991 درروسیه انجام شد. سپس نتیجه انتخابات توسط یک کودتای نافرجام مورد تهدید قرارگرفت. علیرغم اینکه جنبش دموکراسی خواه حمایت کننده از یلستین، رئیس جمهور وقت، درآن زمان ازقدرت چندانی برخوردارنبود ولی او توانست این کودتا را دفع نماید. کودتاچیان موفق به بسیج گروه های قدیمی به میزان کافی نشدند. این کودتا برعکس از خصوصی سازی فزاینده ای که دولت وقت نیز تمایل به انجام آن را داشت به نفع خود بهره گرفت.4

– درعین حال درکشورعراق ازتابستان 2003 به این سویک هرج و مرج خونین برقراراست که نتیجه حمله آمریکا به آن کشوراست. آمریکا با اضمحلال یک شبه ارتش عراق و فروپاشی قدرت حزب بعث، بدون دادن مصونیت های سیاسی به اعضای سابق آن، و به توسط زور سعی به برقراری یک حکومت نسبتا دموکراتیک درعراق کرد.

خشونت، قانون مندی و دموکراسی

راه رسیدن به یک صلح پایداردرنمونه آخرذکرشده دربالا بسیاردشوارمی باشد زیرا در اینجا اصل وحدت سیاسی که همانا یک یا چند دولت کوچک است درخطرمی باشد. یعنی اهرم های زور و خشونت دراختیارگروههای کوچک نسبتا منسجم می باشد.

  درچنین شرایطی قبل ازاینکه بحث یک حکومت نسبتا دموکراتیک دراین کشورمطرح شود باید حداقل نشانه هایی ازقانونمندی درآنجا هویدا شود تا گروههای درگیر و هوادارانشان خودسرانه مجری قانون   نباشند.

یک کشورقانونمند الزاما کشوردموکراتیکی نیست. برای مثال درسوئد حتی قبل از شکوفائی دموکراسی فقرا وثروتمندان درمقابل قانون ازحقوق تقریبا مساوی بهره مند بودند ولو اینکه قوانین دربسیاری موارد برای طبقه کارگر و بانوان تبعیض آمیز بود.

درکشورهایی که بتازگی مرحله گذاربطرف دموکراسی را پشت سرگذارده اند قضیه می تواند برعکس باشد. مثلا کشوربرزبل دراوایل سالهای 2000  جزو کشورهای نسبتا دموکراتیک محسوب می شد ولی درهمان زمان متمولین توان و امکان مالی برای رهایی ازمجازات های قانونی را داشتند درحالیکه فقرا دربسیاری موارد ازاین امکان بی بهره بودند. نمونه بارزاین ادعا قتلهای شهرسائوپائلو است که هرگزمورد رسیدگی قانونی قرارنگرفت.

 بنابراین شرط لازم برای برقراری یک صلح پایدار ودرازمدت دریک جامعه و بین طبقات مختلف اجتماع، گروههای نژادی و مذهبی  قانونمندی در آن جامعه می باشد. وهمین صلح پایدارخود شرط لازم برای تداوم حکومت های نسبتا دموکراتیک است.

——————————–

1- جهت بحث درمورد حکومتهای نمایندگان به کتاب ، اصل دموکراسی درحکومتهای نمایندگان 2002 مراجعه شود(…..).

2 – آدام پروزورسکی، دموکراسی ثمره تضاد، ایده های دموکراسی – نشریه تیدن(…..)

3- پینوشه قبل ازآنکه  محاکمه اش براساس درخواست کشور شیلی مهیا شود درگذشت.

4 – درروسیه جامعه متمدنی که توان پیگیری روند دموکراسی را داشته باشد وجود نداشت. بهمین دلیل درگیری های پنهانی بین سران قدرت ادامه داشت تا اینکه درپایان سال2007  پوتین رئیس جمهور وقت یک حکومت مقتدردرجهت کنترل انستیتوهای نسبتا دموکراتیک برقرارکرد

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در در سطح ملی, زمینه

درسطح سازمانی و تشکیلاتی

 رهبری دموکراتیک

 در این قسمت انواع رهبری بررسی می شود.

– مقایسه نمونه های مختلف سازمان ها با در نظرگرفتن انواع گوناگون مدیریت و رهبری برمبنای الگوی الفبای دموکراسی وبررسی الویت های داده شده درزمینه ارزشهای پایه ای.

ـمقایسه این سازمانهای مختلف درسرمشق قراردادن معیارهای دموکراسی ذکر شده در حلقه نجات.

ـتوجه دادن به مدیریت دموکراتیک جلسات درکلیه سازمان ها.

 انواع تشکلات – انواع رهبری

 شرکت ها و سازمان ها

روند تصمیم گیری درسازمان ها تقریبا هیچگاه کاملا دموکراتیک نمی باشد. برای مثال در بازرگانی های خصوصی همه افراد مسئولیت و اجازه تصمیم گیری ندارند. درآنجا کارفرما روسائی را برمی گزیند تا آنها بنوبه خود کارها را بین کارمندان تقسیم نمایند.

در شرکت های بزرگ با بخش های مختلف نوعی مدیریت سازمان یافته وسیع و سلسله مراتب وجود دارد. دراینگونه موارد معمولا صحبت از مدیریت موثربا توانایی ها و تخصص های ویژه برای پیشبرد کارها مطرح است. دربیشترمواقع کارمندان شرکت تاثیری درتشکیل و ترکیب مدیریت ندارند. روسا اغلب توسط هیئت مدیره شرکت که خود نیز نمایندگان سهامداران بزرگ هستند انتخاب می شوند.

ادارات دولتی نیزاز فرهنگ مدیریتی مشابه ای برخوردارند با این تفاوت که هیئت مدیره در ارگانهای منطقه ای وکشوری، توسط شورای رهبران ارگانهای سیاسی برگزیده می شوند. ضرورتا این اهداف و نوع فعالیت های ارگان نیست که تعیین کننده نوع مدیریت آن است، بلکه دیدگاه ارگان یا اتحادیه به اعضایش موجب تشخیص نوع مدیریت می شود،که آیا ارگان با مدیریت تخصصی و کارشناسانه یا براساس روشهای دموکراتیک اداره شود. برای مثال در شرکت های خصوصی که کارمندان مالک اصلی می باشند، اصل ارزش یکسان واستقلال فکری بیشتررعایت می شود.

  بنیادها

نمونه دیگر قابل ذکر موسسات و بنیاد ها هستند که بدلیل نداشتن عضو هرگز دموکراتیک محسوب نمی شوند. در اینگونه موسسات هیئت امنا توسط بنیان گذاران بنیاد تعیین شده و تغییرات و بازسازی ها بر اساس اساسنامه بنیاد وآنهم بندرت انجام می شوند. اما بهرحال گاهی ازهمین موسسات غیردموکراتیک درراه پیشبرد دموکراسی بهره برداری می شود. بطورمثال اداره یک سرمایه که سود ناشی ازآن صرف پروژه های همیاری می شود را به اینگونه بنیادها واگذار می کنند.

 انجمن ها و کلوب ها

بازار کار همیشه تحت تاثیر عواملی مانند تخصص های ویژه و کارائی هاست. بهمین دلیل مدیریت نیزبراساس تخصص وکارشناسی یا کفالتی است. لیکن درکلوب ها و انجمن ها استفاده ازاصل مساوات واستقلال فکری فراهم تراست.

   کلوب ها وانجمنها صرف نظرازبزرگی یا کوچکیشان دارای یک هیئت مدیره می باشند. چنانچه این انجمن ها ادعای دموکراتیک بودن را دارند بنابراین هیئت مدیره مستقیما و بطورمداوم موظف به برگذاری جلسات برای پاسخگویی به اعضای کلوب می باشد. چون درواقع طی همین جلسات انجمن است که مهمترین تصمیمات گرفته می شود. علایق و خواسته های همه اعضا به یک اندازه ارزشمند می باشد و هیچ کس حتی مدیریت انجمن حق واجازه ارجحیت دادن موردی برمورد دیگررا ندارد.

انجمن ها ی بزرگ با امکانات مالی خوب توان استخدام کارمند را نیز دارا می باشند. در چنین شرایطی جلسات انجمن مانند مجلس دریک کشورعمل می کند که عملا هیئت امنا نقش دولت و کارمندان نقش کارکنان دولت را ایفا نموده و مجری قوانین مصوبه دولت می باشند.

 شبکه های ارتباطی/ ارتباطات

 شبکه ها برخلاف انجمن ها هیچ نوع تشکلی نیستند. بلکه آنها محیطی برای ایجاد همکاری و مذاکره می باشند. شبکه ها سازمان های آزاد وغیرمسئولی هستند که اعضا آنها داوطلبانه به همکاری پرداخته وهیچگونه مسئولیت اجرائی ندارند. آزادی و داوطلبانه بودن همه فعالیت ها پایه و اساس این شبکه ها است. هیچ کس برخلاف میل خود مجبوربه شرکت در حرکتی یا فعالیتی نمی باشد. شبکه ها یک شخصیت حقوقی نیستند و بهمین دلیل حق امضای هیچ قرارداد رسمی را ندارند. شبکه ها نه حق سخنگویی بعوض دیگران ونه حق بعهده گرفتن نمایندگی کسی یا گروهی را دارند. یک شبکه مسئول عملکردهای اعضا نیز نمی باشد.

برای مثال: فرهنگستان دموکراسی یک شبکه است با حدود بیش از40 ارگان داوطلب که با کمکهای مالی و فکری خود یک دفتر نمایندگی ایجاد نموده اند. این دفتردرراه پیشرفت و آموزش افکارعمومی دررابطه با مسائل دموکراسی فعالیت می کند. ارگانهای یاری دهنده فرهنگستان، که درواقع ازاعضای فرهنگستان نیستند، خود درمورد کمکهای مالی، استفاده ازامکانات فرهنگستان ودبیرخانه درراه آموزش، یا تماس وارتباط با دیگرگروهها دررابطه با همکاری درمورد یک طرح تصمیم گیری می کنند. بنابراین فرهنگستان دموکراسی یک ارگان مستقل نیست بلکه محیطی است که زمینه را برای همکاری گروه های کمک  کننده تحت نظارت انجمن فرهنگی اورد فرانت (….) فراهم می سازد.

همین انجمن فرهنگی است که مسئولیت بودجه و همچنین فعالییتهای دبیرخانه فرهنگستان را نیزبعهده دارد.

  سازمانهای مختلف ومعیارهای دموکراسی

 عضویت با حقوق مساوی بعنوان ملاک اصلی

اصل اول دموکراسی حق شرکت مساوی و برابرهمه اعضا درتصمیم گیری هاست. یک تشکل زمانی دموکراتیک محسوب می شود که حقوق فردی همه اعضا واستقلال فکری آنها بطوریکسان محترم شمرده شود. بنابراین همه افراد شهروندان یکسان محسوب می شوند. هرگونه تبعیض این اصل را مختل می کند. در کلیه سازمانهایی که فرهنگ دموکراسی و اصل  مساوات واستقلال فکری  حکمفرماست می توان با اینگونه  گرایشات تبعیض آمیز مقابله نمود.

ولی این اصل که اعضا ازحق مساوی درتصمیم گیری ها برخوردارند تنها دربعضی ازسازمان ها قابل مشاهده است. در اینگونه سازمانها برای مثال همه اعضا بطوریکسان حق اگاهی ازچگونگی انتخاب مسئولین و مدیریت را دارند. چنانچه اساس سازمان برچنین مبنایی استوار نباشد منافع بعضی اعضا بردیگراعضا برتری یافته و این مخالف اصل مساوات و برابری می باشد. یک انجمن زمانی میتواند ادعای رعایت مساوات و برابری را داشته باشد که با آغوش باز پذیرای افرادی باشد که درجهت اهداف انجمن گام بر می دارند. درغیراینصورت عملکردش مانند کلوب های خصوصی و انحصاری می باشد که فقط بعضی افراد امکان ورود به آنجا را دارند.

همزمان باید عضویت اعضا علنی و دورازهرگونه تبعیض باشد.  ولو اینکه افراد غیرعضو نیزمی توانند درفعالیت ها شرکت نمایند ولی باید صریح و آشکار فرق بین اعضا، که حق رای دارند، با غیراعضا مشخص شود. این مسئله ازاصول اولیه تقسیم قدرت محسوب می شود و بهمین دلیل باید این تقسیم بندی غیرمغرضانه و کاملا آشکار انجام پذیرد. اگر فردی از سر لطف یا بواسطه خویشاوندی با یکی ازاعضا عضو انجمن شود، براحتی دردام مسائل خویشاوندی و نفوذ فامیلی قرارمی گیرد.

معمولی ترین راه حل در چنین شرایطی گرفتن حق عضویت ازاعضاست که هم کمک مالی برای فعالیت های گوناگون فراهم می کند وهم قبض رسید برای اعضا محسوب می شود تا عضویت خویش را ثابت نمایند. در این میان بهتراست اعضای قدیمی نیزهرازگاهی عضویت و تعهد خویش را دررابطه با اهداف سازمان نمایان ساخته و درفعالیت ها شرکت نمایند. والا درزمان مشکلات که اعضا برای تصمیم گیری ها گرد هم می آیند این اعضای قدیمی با قدرت کاذب خویش درتصمیم گیری ها اثرمنفی وغیرعادلا نه ای می گذارند.

 تا چه اندازه سازمانهای مختلف شروط حلقه نجات را رعایت می کنند؟

درنمودارزیرچگونگی استفاده از پنج اصل دموکراسی را درسازمانهای مختلف مورد مقایسه و مشاهده قرارمی دهیم.

همانطور که درنموداربالا مشاهده می کنید شرایط برای اعضای یک سازمان و تاثیرآنها برتصمیم گیری ها دردرجه اول به روند و شکل کار بستگی دارد. همچنین با مشاهده ساختارسازمان ها می توان به صلاحیت یا عدم صلاحیت آنها پی برد. ازطرف دیگرمی توان گفت که بسیارمعمول است که انجمن ها با زیرپا نهادن اساسنامه خویش ازاصول دموکراسی فاصله گیرند.

همانطور که در نمودار حلقه نجات ملاحظه می کنید دربخش  شرکت و حضور فعال و بخش آگاهی از درک و فهم روشن کیفیت روند تصمیم گیری بیش ازهرچیزاهمیت پیدا می کند. این دومورد می تواند حتی درمورد شرکت ها و سازمان ها نیز صادق باشند، علیرغم اینکه دراین سازمان ها تصمیم گیری صرفا از طریق افراد مافوق انجام می گیرد.

در مورد بخش کنترل دستور جلسه می توان گفت که این عوامل بیرونی هستند که مشخص کننده حد و مرزتصمیم گیری درسازمان ها می باشند. و درعین حال اغلب این مرزبندی ها مشخص نبوده و می تواند براحتی منجر به کشاکش و جنگ قدرت بین  سازمان ها و تشکلات مختلف شود.

 مدیریت دموکراتیک در جلسات

 دموکراسی درسطح سازمان ها کمابیش بستگی به میزان رعایت شرایط ذکرشده در نمودار حلقه نجات را دارد. حتی گاهی درسازمان هایی هم که تصمیم گیری صرفا ازطریق افراد مافوق انجام می شود مدیریت می تواند پاسخ وعملکرد مثبت تری( شرکت فعالانه تر) از جانب همکاران خود دریافت نماید، همینطورتقسیم  قدرت و روند تصمیم گیری می تواند آشکارتر(درک بهتر) شود. ازهمه مهمتراینکه کماکان می توان برروی فرهنگ برگزاری جلسات و رعایت دموکراسی درآن کارهای بسیار انجام داد.

 جلسات مختلف – مدیریت های متفاوت

جلسات اکثرا اجباری بوده و بر حسب عادت تشکیل می شوند، وافراد بندرت اهداف جلسات را مد نظردارند تا بتوانند نوع و چگونگی برگزاری آن را براساس این اهداف برنامه ریزی نمایند:

– چنانچه هدف از تشکیل جلسه دادن اطلاعات مهم به اعضا باشد معمولا روش معمول و سنتی انتخاب شده که طی آن رئیس یا کارشناس ارشد صحبت نموده و مابقی شنونده هستند.

– چنانچه هدف دادن تغییرات کلی در شرایط کاری شرکت کنندگان باشد، بهتراست جلسه بر اساس اصول دموکراسی تشکیل شده ودستورجلسه مشترکا تنظیم شود تا همه بتوانند فرصت اظهار نظر داشته باشند.

– چنانچه هدف صحبت درباره مسائل روزسازمان باشد، بهترین کارتشکیل یک جلسه آزاد است که درآن افراد آزادانه موضوع صحبت را انتخاب نموده وآنرا درگروه های کوچک مطرح می نمایند.

جلسات و روزهای برنامه ریزی می توانند مخلوطی ازاین سه نوع باشند. نتیجتا مسئول جلسه می تواند برمبنای نیاز و شرایط موجود شکل وچگونگی جلسه را تعیین نماید.

 جلسات و بخشهای مختلف  حلقه نجات

 درک و فهم :

هرسازمانی وهمینطورهرمطلبی که درجلسات مطرح می گردد تاریخچه خود را دارد. بعضی از افراد با این تاریخچه بیشتر و برخی با آن کمتر آشنائی دارند. افراد قدیمی گروه احتمالا مایل به ادامه روند گذشته می باشند ولی عده ای دیگرخواهان تغییرات هستند. اعضای جدید، که جواب سئوالات را نمی دانند، اغلب ساکت درگوشه ای ازجلسه می نشینند.

 در اکثرسازمان ها چنین شرایطی برجلسات حکمفرماست وهمواره این پرسش مطرح است که آیا باید روش گذشته را ادامه داد یا زمان برای تغییرات مناسب است؟ درسازمان های خودکامه مسئولین خود به تنهایی درچنین مواردی تصمیم گیرنده می باشند.

درسازمان های دموکراتیک که اعضای آن متغیرمی باشند باید مرتبا دراهداف و روشهای کاری تجدید نظر شده واین تغییرات به تایید همگان برسد. البته دراین زمینه کمبودها ملموس است. درروند تصمیم گیری درجلسات معمولا ازمراحل ابتدائی، یعنی اینکه اعضا چه کسانی هستند و دستور جلسه چه می باشد، بسرعت عبورمی شود تا هرچه سریعتربه مرحله نتیجه گیری نزدیک شوند. لیکن زمانی که اعضا درجلسات شرکت فعالانه بهم نمی رسانند، سازمان ها تازه متوجه بی توجهی به اعضا خود می شوند.

 جلسات وقدرت

جلسات اکثرا وقت گیر بوده واغلب این نگرانی وجود دارد که زمان برای رسیدگی به تمام مسائل کافی نباشد. بهمین دلیل افراد سعی می کنند که هرچه سریعتر و صرفا به طرح و بررسی سئولات خود بپردازند. درچنین شرایطی تمایلی برای وقت گذاری برترکیب و چگونگی جلسات وجود ندارد. نتیجتا تله بزرگی برای جلسات ایجاد می شود که یا منجر به بی نظمی شده و درنتیجه فقط تعداد محدودی امکان بیان نظراتشان را می یابند و یا رئیس جلسه قدرت را ربوده و نظم جلسه را به خواست خود برقرارخواهد کرد. درهردومورد افرادی که درطی جلسات ساکت بوده اند ازخود خواهند پرسید هدف آنها از حضور درجلسه چه بوده، در صورتیکه بود و نبود آنها در جلسه بی تاثیربوده است.

همه افراد شرکت کننده درجلسات بدرستی آگاهند که زمان درجلسات بسیار تعیین کننده است با این حال دراین بازار رقابت جهت سخن گفتن، عده ای ازحق خود صرف نظرمی کنند. زیرا تجربه نشان می دهد که اغلب افرادی که ازاعتماد بنفس بالایی برخوردارند درجلسات  با تبعیض گذاری وروشهای قدرتمندانه  ( رجوع به بانک /مجموعه روشها)  دیگران را به سکوت واداشته و خواسته های خویش را به انجام می رسانند. بنابراین مهمترین وظیفه یک مسئول جلسه آگاه به اصول دموکراسی این است که:

 – امکان اظهارنظربرای افراد کم حرف یا بی تقاوت را فراهم سازد.

– زمان را بطورمساوی بین افراد تقسیم نماید.

این کاملا امکان پذیراست که زمان را درجلسات درست تقسیم کرد تا شرکت درجلسات فعالانه و مفید بوده، ضمنا امکان اظهارنظرو پیشنهادات برای همه فراهم و خواسته های عموم مطرح و شنیده شوند. بدین منظورمی توان ازروشهای امتحان شده ( رجوع به بانک /مجموعه روشها،شیوه هائی جهت بهترنمودن جلسات) و قابل درک واجرا استفاده نمود. البته این روشها بسیار جنجال برانگیزهستند زیرا که  استفاده ازآنها توازن قدرت غالب در یک سازمان را مختل خواهد نمود.

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در زمینه

صور دو گانه دموکراسی

هدف

– تحقیق در مورد وجهه نظر گروه حاضر درباره دموکراسی

– ایجاد امکانات برای شرکت کنندگان از طریق بحث آزاد تا بتوانند احساسات خود را بیان نمایند ( رجوع به بانک/ مجموعه روش ها

1ـ بحث آزاد: نکات مثبت دموکراتی

کدام جنبه دموکراسی بنظرتان مثبت می رسد؟

1- شرکت عموم

2- پشتوانه گروهی در مدیریت/ رهبری

3- تصمیم گیری بهتر

4- و غیره

( افرادی از گروه ممکن است خواستار توضیح و تعریف بیشتری در موارد فوق باشند. پاسخ این است که هر شرکت کننده ای شخصا بهترین گزینه را انتحاب می کند.

امکان دارد افرادی در گروههای دیگر نکات منفی را ببینند وهیچ یک از گزینه ها مناسب آنها نباشد. احتمالا چنین افرادی پس از تفکر عمیق تر گزینه مناسبی را خواهند یافت ).

2 ـ بحث آزاد: نکات منفی دموکراتی

کدام جنبه دموکراسی بنظرتان سخت یا مسئله ساز می رسد؟ کدامین نتایج منفی، حاصل برقراری دموکراسی در انجمن، محل کار، اتحادیه، شهرداری و یا کشور شما خواهد بود؟

1- هرج و مرج

2- کسی حاضر به قبول مسئولیت نیست

3- تصمیم گیری بدتر

4- و غیره

3 – جمع بندی

توجه شرکت کنندگان را به این نکته معطوف دارید که کدام گروه بحث از موا رد فوق بیشترین یا کمترین شرکت کننده را بخود جلب نموده است .

نظرات

– درمبحث اول معمولا مورد “شرکت عموم” بیشترین ومورد” پشتوانه اکثریت از مدیریت/ رهبری” کمترین شرکت کننده را بخود جلب می نماید.

– این راه کارها می توانند برای شروع یک روند طولانی و رده بندی شده در راه دموکراسی مورد استفاده قرار گیرند. چنانچه افراد شرکت کننده علاقه کمتری نسبت به گزینه” پشتوانه  اکثریت ازمدیریت/ رهبری”  که ـ بر مبنای قواعد و برداشت غربی هسته اصلی  دموکراسی است ـ نشان می دهند، بهتر است این مسئله در آینده مجددا مورد بحث قرار گیرد.

Share:Email this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPrint this page
پست شده در الفبای دموکراسی, کاربرد